خدا را به جا مىآورند و مىگويند اگر خدا ما را رهنمون نشده بود ما هرگز به اين نعمات راه نمىيافتيم ، دلالت دارد بر اينكه خداوند آنان را براى خود خالص كرده ، يعنى به درجهاى رسيدهاند كه هيچ اعتقاد باطل و هيچ عمل زشت و ناپسندى ندارند ، همچنانكه در سورهء واقعه در توصيف آنان مىفرمايد :
( لا يَسْمَعُونَ فِيها لَغْواً وَ لا تَأْثِيماً ، إِلَّا قِيلًا سَلاماً سَلاماً )
« 1 » ، ( در آنجا هيچ سخن بيهوده و ناروايى نشنوند مگر گفتار سلام ، سلام ) و بنابر اين تنها چنين كسانى هستند كه شايستگى حمد نمودن خدا را دارند ، چون توصيف و تمجيد خداى متعال امرى نيست ، هر كس از عهده آن برآيد ، همچنانكه در جاى ديگر فرموده :
( سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ إِلَّا عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ )
« 2 » ، ( منزه است خدا از آنچه وصف مىكنند جز آنچه كه بندگان خالص او بگويند ) ، و آنها در گفتارشان اشاره نمودند به اينكه هدايت اختصاص به خداى متعال دارد و انسان هيچ قدرت و استقلالى از خود ندارد و خداوند قائم بر همه اعمالى است كه نفوس مرتكب مىشوند و در ادامه ، در اعتراف به صدق وعد الهى كه از زبان انبياء براى آنها گفته شده بود از روى شكر و امتنان گفتند : به تحقيق انبياء خدا كه نزد ما آمدند از روى حق برانگيخته شده بودند و گفتارشان به حق بود و اين اعتراف و ساير اعترافاتى كه در روز قيامت از طرف خداوند ، از مؤمن و كافر اخذ مىشود خود نشانهء ظهور قهاريّت ربوبيّت اوست و اعتراف بهشتيان ، شكر و امتنان و اعتراف دوزخيان ، اقرار به اتمام حجّت پروردگار است .
و در آخر با اسم اشاره ( تلكم ) كه مخصوص اشاره به دور است به بهشت و مقام آنها اشاره مىكند كه گوياى رفعت و قدر و علو شأن و جايگاه آنان در بهشت است نه دورى آن ، و اين ندا وقتى به آنان مىرسد كه آنها در بهشت مسكن گزيدهاند ، امّا اينكه فرمود : اين بهشت ارث شماست به سبب اعمالى كه انجام دادهايد ، به جهت آنست كه ارث بردن چيزى تملك مال يا هر چيز قابل انتفاعى از كسى است كه قبلا او مالك آن
هامش
( 1 ) - سوره واقعه ، آيه 26 .
( 2 ) - سوره صافات ، آيه 160 .