تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 34

مساهمون:

ص٣٤
غير آن راه را طى كند منجر به اعتراف به الوهيّت و عبادت معبودهاى غير الهى مىگردد ، مانند : دين و آيين‌هاى باطل بعضى ملل يا ماديگرايى محض و اينها به اين وسيله نعمت خداوند را مبدّل به كفر مىكنند و اينها در واقع همان راه خداست كه كج گرفته شده و آيين الهى است كه تحريف شده و نعمت خداست كه كفران شده است ، پس اينها راه خدا را از آنچه خدا امر نموده منحرف مىسازند و با فطرت خود مخالفت مىكنند و نيز منكر آخرت هستند و حيات را منحصر در همين زندگى دنيوى مىدانند . ( 46 )
( وَ بَيْنَهُما حِجابٌ وَ عَلَى الْأَعْرافِ رِجالٌ يَعْرِفُونَ كُلًّا بِسِيماهُمْ وَ نادَوْا أَصْحابَ الْجَنَّةِ أَنْ سَلامٌ عَلَيْكُمْ لَمْ يَدْخُلُوها وَ هُمْ يَطْمَعُونَ )
: ( ميان بهشتيان و دوزخيان حائلى است و بر بالاى آن مردمى هستند كه همهء مردم را به سيما و رخسارشان مىشناسند و اهل بهشت را ندا مىدهند كه سلام بر شما باد ، اينان داخل بهشت نشده‌اند ، امّا طمع آن را دارند ) ، ( حجاب ) ساترى است كه بين دو چيز حائل شود و اينجا مراد حائل ميان اهل دوزخ و اهل بهشت مىباشد و ( اعراف ) در اينجا به معناى قسمتهاى بالاى حجاب و تل‌هاى شنى است و كلا معناى علو و بلندى در آن وجود دارد و مىفرمايد : اهل اعراف مشرف بر جميع مردم اعم از بهشتيان و دوزخيان مىباشند و هر دو دسته را مىبينند و ايشان هر دو گروه را از سيما و اعلام ظاهريشان مىشناسند و مردمى كه بر فراز اعراف هستند ، متمايز از بهشتيان و دوزخيان مىباشند و در مورد آنها سه احتمال وجود دارد ، اوّل ) : اينكه انسان نباشند و از دو طائفه جّن يا ملك باشند كه اين احتمال مردود است ، چون اولا بالفظ ( رجال ) به آنها اشاره شده و اين لفظ مختص به انسان است و ثانيا آوردن رجال به صورت نكره به حسب عرف دلالت بر احترام و ارجمندى شأن اشخاصى كه از آن منظور هستند دارد ، احتمال دوّم ) : اينكه مراد از آنها مستضعفينى باشند كه حجّت بر آنها تمام نشده و اين احتمال نيز مردود است ، چون مستضعفين غالبا شامل زنان و كودكان و يا مردان ديوانه و كم عقل مىشود و هرگز
ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 34 | فاطمه مشايخ / كمال مصطفى شاكر