ابى بن سلول يك سوّم از سپاه اسلام را از جنگ منصرف كرده و به طرف مدينه باز گرداند و از يارى رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم پرهيز نمود ، آرى اين منافقان همواره امور را بر رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم دگرگونه مىكردند و با دعوت به اختلاف و تشويق به معصيت و برانگيختن يهود و مشركان به جاسوسى در امور مسلمين ، اخلال مىكردند ، تا آنكه حق ، همان حقىّ كه بايد پيروى شود ، بيامد و امر خدا و آنچه كه از دين مىخواست پيروز گشت و برخواستههاى كافران غالب شد ، اگر چه كه كفّار از غلبهء حق و ظهور آن ناخشنود بودند ، امّا خداوند امر خود را غلبه داد .
[ آيهء ( 59 - 49 ) ذكر احوال و اقوال منافقان و پاسخ به آنها ]
( 49 )
( وَ مِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ ائْذَنْ لِي وَ لا تَفْتِنِّي أَلا فِي الْفِتْنَةِ سَقَطُوا وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكافِرِينَ )
: ( و از ايشان كسى است كه مىگويد به من اجازه بده و مرا در فتنه نيانداز ، آگاه باشيد كه در فتنه افتادهاند و همانا جهنم بر كافران احاطه دارد ) ، مىفرمايد : بعضى از اين منافقان هستند كه مىگويند : اى پيامبر به ما اجازه بده كه كنار بنشينيم و به جنگ نيائيم و ما را با بردن به جهاد به فتنه ميانداز و با بر شمردن غنائم جنگى تمايلات نفسانى ما را تحريك نكن يا آنكه با بردن به جهاد ما را به محنت و مصيبت و بلا دچار مساز ، و ليكن خداوند مىفرمايد : اينها عملا در فتنه افتادهاند و با همين اعمالشان در فتنه ساقط شدهاند ، چون كفر و نفاق و سوء باطنى كه دارند عين فتنه است و شيطان آنها را دچار فريب و ضلالت و نفاق ساخته ، پس آنها در حدّ اعلاى فتنه گرفتار هستند و تازه اين گرفتارى دنيايى آنهاست و در آخرت هم جهنم به آنها احاطه خواهد كرد ، يعنى هم در دنيا و هم در آخرت در فتنه و هلاكت واقعند و ممكن هم هست كه استفاده شود كه جهنم همين حالا نيز به آنها احاطه دارد ، نه در آينده ، و آيات دالّ بر تجسّم اعمال نيز همين معنا را تأييد مىكنند .
نقل شده كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم به جد بن قيس اجازهء قعود دادند كه گفته بود من مىترسم اگر به جنگ بيايم در مقابل زنان بنى اصفر نتوانم مقاومت كنم و گرفتار شوم !