جزاى نفاقشان آنها را از اين امر بازداشت تا در ميان مؤمنان مفسدهانگيزى نكنند و اتّحاد آنها را مبدّل به تفرقه ننمايند و اين خود ، منّتى از جانب خدا بر رسول و مؤمنان بود و به آنها به نحو تكوينى ( غير تشريعى ) امر شد كه شما هم مانند زنان و سالخوردگان و معذوران از جنگ ، به جنگ نرويد و تقاعد نماييد و اين امر تكوينى برخاسته از باطن خبيث آنان و شكّ و ترديد قلبى و سجاياى نفسانى ناپسند آنها بود و لذا اين امر ، امرى تشريعى نيست ، يعنى خداوند آنها را مكلّف به تقاعد نكرد ، چون در اين صورت اين مطلب با امر به كوچ كردن و شركت در جهاد منافات داشته و خود عذر محكمى براى عدم شركت آنان در جنگ خواهد بود .
( 47 )
( لَوْ خَرَجُوا فِيكُمْ ما زادُوكُمْ إِلَّا خَبالًا وَ لَأَوْضَعُوا خِلالَكُمْ يَبْغُونَكُمُ الْفِتْنَةَ وَ فِيكُمْ سَمَّاعُونَ لَهُمْ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ )
: ( اگر با شما خارج شده بودند جز فتنه و فساد نمىافزودند و ميان شما سخنان باطل را رواج مىدادند و فتنهجوئى مىنمودند و در ميان شما زودباورانى هم بودند كه به سخن آنها گوش مىسپردند و خدا نسبت به ستمكاران بسيار داناست ) ، ( خبال ) به معناى فساد و اضطراب رأى و ( ايضاع ) به معناى شتافتن بسوى شرّ است ، مىفرمايد : اين منافقان اگر هم با شما مىآمدند جز فتنه و فساد فايدهاى براى شما نداشتند و بين شما اختلاف و تفرقه مىانداختند ، چون بين شما افراد زود باورى وجود دارند كه به سرعت حرف آنها را مىپذيرند و آنها را اجابت مىكنند ، امّا خدا به حال ستمكاران داناست ، پس امر آنها را آشكار نموده و نيّت آنها را رسوا مىكند .
( 48 )
( لَقَدِ ابْتَغَوُا الْفِتْنَةَ مِنْ قَبْلُ وَ قَلَّبُوا لَكَ الْأُمُورَ حَتَّى جاءَ الْحَقُّ وَ ظَهَرَ أَمْرُ اللَّهِ وَ هُمْ كارِهُونَ )
: ( به تحقيق قبلا هم فتنهجويى كرده بودند و كارها را بر تو دگرگونه و آشفته مىنمودند ، تا آنكه حق بيامد و امر خدا آشكار شد با وجودى كه آنها دوست نمىداشتند ) ، يعنى قسم مىخورم كه محققا اين منافقان قبل از اين جنگ هم در صدد تفرقه و فتنه و محنت بين اجتماع شما بودند ، همچنانكه در جريان جنگ احد عبد اللّه بن