تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
( 41 )
( انْفِرُوا خِفافاً وَ ثِقالًا وَ جاهِدُوا بِأَمْوالِكُمْ وَ أَنْفُسِكُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ )
: ( سبكبار يا سنگين بار كوچ كنيد و با جانها و مالهايتان در راه خدا جهاد كنيد ، اين براى شما بهتر است اگر مىدانستيد ) ، ( ثقل ) در اين آيه كنايه از موانعى است كه نگذارد انسان براى جهاد در راه خدا بيرون رود ، نظير كثرت مشاغل مربوط به امور مالى و علاقه نسبت به خانواده يا نداشتن توشه راه و اسلحه و هر مانع ديگر ، يعنى در آيه شريفه مىفرمايد : به هر حال به سوى جهاد بيرون شويد و عذر تراشى نكنيد ، چه موانع فراوانى براى شما باشد و چه موانعى نباشد كه شما را به خود مشغول بدارد و به هر وسيلهء ممكن حتّى از جان و مال خود بگذريد و در راه خدا جهاد كنيد ، نه در راه عصبيّتهاى قومى و قبيله‌اى و نه تحت پرچم كفر و براى تظاهر و ريا ، بلكه در راه خدا بجنگيد و اين مشقّت جهاد براى شما از راحتى و سكون بهتر است ، اگر علم داشتيد ، و مسلّما در امر جهاد فوائد عظيمى نهفته است از پرورش استعدادهاى روانى و دفاعى تا استحكام دين و نابودى دشمنان آن . ( 42 )
( لَوْ كانَ عَرَضاً قَرِيباً وَ سَفَراً قاصِداً لَاتَّبَعُوكَ وَ لكِنْ بَعُدَتْ عَلَيْهِمُ الشُّقَّةُ وَ سَيَحْلِفُونَ بِاللَّهِ لَوِ اسْتَطَعْنا لَخَرَجْنا مَعَكُمْ يُهْلِكُونَ أَنْفُسَهُمْ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ )
: ( اگر سودى حاصل مىشد يا مسافرتى كوتاه بود ، از تو تبعيّت مىكردند ، امّا اين مسافت بنظرشان دور آمد و به زودى به خدا قسم مىخورند كه اگر مىتوانستيم با شما بيرون مىآمديم ، خويش را هلاك مىكنند و خدا مىداند كه آنها دروغگويانند ) ، ( عرض ) به معناى چيزى است كه به سرعت زائل مىشود كه اغلب در مورد مال دنيا به كار مىرود و مراد از نزديك بودن و قرب عرض ، نقد و در دسترس بودن آن است و ( قصد ) به معناى حدّ وسط و ميانه است و ( سفر قاصد ) يعنى سفرى كه براى مسافر دور نباشد و ( شقه ) به معناى مسافت است ، چون پيمودن آن مستلزم مشقّت مىباشد ، مىفرمايد : اگر تو ايشان را دعوت به امرى مىكردى كه نفع مالى و نقد داشت و به دست آوردنش هم آسان بود بطور مسلّم دعوت تو را اجابت مىكردند ، امّا تو آنان را به سفرى طولانى و امرى دشوار
ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 213 | فاطمه مشايخ / كمال مصطفى شاكر