برايشان جلوه داده بود و آن را عملى پسنديده مىدانستند و آنگاه مىفرمايد : خدا كافران را هدايت نمىكند ، يعنى به كيفر فسقشان آنها را گمراه نگه مىدارد و هدايتشان نمىكند ، پس فسق و تبهكاريشان آنها را از هدايت محروم نموده و اين اذنى براى انگيزهء ضلالت يعنى شيطان مىباشد ، چون وقتى شيطان دست هدايت خدا را از سر بندهاى كوتاه ديد ، اعمال زشت بنده را در نظرش زينت مىدهد و او را گمراه مىسازد و كافران چون با گناه قلبهايشان را از هدايت محروم كردهاند و دلائل هدايت در قلبشان راه نمىيابد ، لذا اسير دست شيطان شده و گمراه مىگردند .
( 38 )
( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ما لَكُمْ إِذا قِيلَ لَكُمُ انْفِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الْأَرْضِ أَ رَضِيتُمْ بِالْحَياةِ الدُّنْيا مِنَ الْآخِرَةِ فَما مَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا فِي الْآخِرَةِ إِلَّا قَلِيلٌ )
:
( اى كسانى كه ايمان آوردهايد ، شما را چه شده كه زمانى كه به شما گفته مىشود در راه خدا كوچ كنيد به زمين سنگينى مىكنيد و در امر كوچ سستى مىنماييد ، آيا از آخرت به زندگى دنيا راضى شدهايد ؟ با آنكه بهره زندگى دنيا در آخرت جز اندكى نيست ) ، منظور از ( نفر ) يعنى كوچ و در اينجا سفر كردن به قصد جهاد است ، و ( تثاقل در زمين ) يعنى گرايش و تمايل به ماندن ، در اينجا يعنى اهمال كردن در امر خروج و جهاد ، مىفرمايد :
اى مؤمنان چه شده كه وقتى رسول ما به شما مىگويد كه براى جهاد بيرون شويد ، تثاقل و كندى مىكنيد ، مثل اينكه ميلى به جهاد نداريد و از زندگى جاويد آخرت به زندگى دنيا كفايت نمودهايد ؟ اگر چنين است كه بهرههاى دنيوى مثل حبّ حيات و مال و لذائذ و مصالح و متاع دنيوى را بر آخرت ترجيح دادهايد و جوياى راحتى و استقرار در مكان خود هستيد ، بدانيد كه آخرت زندگى حقيقى و جاويد است و بهرههاى دنيوى در زندگى مادّى دنيا نسبت به زندگى آخرت جز يك امر بسيار حقير و اندك ، چيزى نيست و لذا هيچ مؤمنى از امر خروج براى جهاد سستى نمىكند جز اينكه در ايمانش سستى و ضعفى باشد ، ( از روايات استفاده مىشود كه اين آيات در رابطه با جنگ تبوك نازل شده است ) .