و اگر اهتداء را بطور اميدوارى نويد داد ، نه به صورت قطعى ، براى آنست كه اهتداء تنها با عقيده و عمل تمام مىشود به شرط اينكه به صورت مستقّر و دائمى باشد ، در اين صورت حتمى و قطعى خواهد بود و در غير اين صورت بايد گفت ، اميد است كه از راه يافتگان گردد .
( 19 )
( أَ جَعَلْتُمْ سِقايَةَ الْحاجِّ وَ عِمارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ كَمَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ جاهَدَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ لا يَسْتَوُونَ عِنْدَ اللَّهِ وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ )
: ( آيا آب دادن به حاجيان و تعمير مسجد الحرام را با عمل كسى كه به خدا و روز قيامت ايمان داشته و در راه خدا جهاد مىكند برابر قرار مىدهيد ؟ هرگز در نزد خدا يكسان نيستند و خدا گروه ستمكاران را هدايت نمىكند ) ، ( سقاية ) مكان يا ظرفى است كه از آن حاجيان آب مىنوشيدهاند ، امّا احتمالا در اينجا معناى مصدرى مورد نظر است ، يعنى ( آب دادن ) و در دوران جاهليّت اين عمل از مفاخر و مايههاى مباهات در بين آنها محسوب مىشد و مراد از عمارة مسجد الحرام نيز اصلاح شئون آنست ( گفته مىشود كه عباس عموى پيا مبر به سقايت حاجيان و شيبه نيز به عمارة مسجد الحرام افتخار مىنمودند ) ، امّا خداوند بين اين اعمال ، و ايمان به خدا و روز جزا و جهاد در راه خدا مقابله انداخته است و مىفرمايد اين اعمال بدون ايمان و جهاد اصلا ارزشى ندارد ، بلكه وزن و ارزش عمل به آنست كه داراى روح ايمان باشد و عمل بدون ايمان چون لاشهاى بدون روح است .
نقل شده كه حضرت على عليه السّلام به اين آيه استشهاد فرموده و خطاب به عباس و شيبه كه به سقايت حاجيان و عمارة مسجد الحرام افتخار مىكردند ، فرمود : من به شما مىگويم كه در حالت كودكى به من نعمتى ارزانى شده كه به هيچ كس داده نشده است ، و ابن كثير آورده است كه على عليه السّلام فرمود : من ششماه قبل از همهء مردم رو به قبله نماز خواندم و من مجاهد در راه خدايم و آنقدر با شمشير به مقابله شما برخاستم تا به خداى تعالى و رسول او ايمان آورديد .
و گفته مىشود در اين هنگام عباس با حالت شكايت از حضرت على عليه السّلام نزد