متقيّن را دوست مىدارد .
( 8 )
( كَيْفَ وَ إِنْ يَظْهَرُوا عَلَيْكُمْ لا يَرْقُبُوا فِيكُمْ إِلًّا وَ لا ذِمَّةً يُرْضُونَكُمْ بِأَفْواهِهِمْ وَ تَأْبى قُلُوبُهُمْ وَ أَكْثَرُهُمْ فاسِقُونَ )
: ( چگونه چنين نباشد و حال اينكه اگر آنان بر شما دست يابند ، هيچ عهد و خويشاوندى را دربارهء شما رعايت نمىكنند ، با زبانشان شما را راضى مىكنند ، امّا دلهايشان اباء دارد و بيشتر آنان گنه كارند ) ، ( الّ ) به معناى قرابت و رابطه است ، ( ذمّه ) به معناى چيزى است كه انسان از عدم رعايت آن مذمّت مىشود ، مىفرمايد : چگونه غير اين باشد ، با اينكه اينها اگر بر شما غلبه يابند هيچگونه ميثاقى را كه حفظش واجب است نسبت به شما رعايت نمىكنند ، چه ميثاقهايى كه اساسش اصول تكوينى است ، مثل خويشاوندى و قرابت و چه ميثاقهاى قراردادى و اصطلاحى ، مثل عهد و پيمان و سوگندها و لذا از هيچ عملى دربارهء شما فروگزار نيستند ، آنگاه مىفرمايد : اينها به جهت همين عدم پايبندى به عهد ، به زبانشان چيزى را مىگويند كه شما را خشنود سازند ، امّا دلهايشان از آنچه بر زبانشان جارى است خوددارى مىكند و لذا كلامشان جز فريب چيزى نيست و بيشتر اينان پيمان شكن و فاسقند .
( 9 )
( اشْتَرَوْا بِآياتِ اللَّهِ ثَمَناً قَلِيلًا فَصَدُّوا عَنْ سَبِيلِهِ إِنَّهُمْ ساءَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ )
: ( آيات خدا را به بهايى اندك فروختند و از راه خدا جلوگيرى نمودند ، بدرستى كه آنچه انجام مىدادند بسيار زشت بود ) ، اين آيه مقدمهاى براى آيهء بعديست و هر دو آيه تفسير جمله
( أَكْثَرُهُمْ فاسِقُونَ )
هستند ، يعنى از مصاديق فسقشان يكى اين است كه آيات خدا را به بهاى ناچيز مىفروشند و منافع و تمايلات باطلشان را بر آن مقدّم مىدارند ، و ديگر اينكه راه خدا را سدّ نموده و از آن جلوگيرى مىكنند و اين اعمال آنها بسيار زشت است و لذا عاقبت بدى هم در انتظار آنان مىباشد .
( 10 )
( لا يَرْقُبُونَ فِي مُؤْمِنٍ إِلًّا وَ لا ذِمَّةً وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُعْتَدُونَ )
: ( دربارهء هيچ مؤمنى