نعمت ديگر است تا به اين وسيله غرق در لذّات نعمات شوند و از توجّه به عاقبت كارشان غافل گردند و به اين ترتيب وقتى از ذكر پروردگارشان غافل شدند و آيات او را تكذيب نمودند ، اطمينان و آرامش خاطر را از دست دادند و ناگزير با تمسك به اسباب ديگرى ( غير از خدا ) در صدد آرامش نفوس خود برآمدند ، يعنى خود را غرق در مادّيات و شهوات نمودند ، به خيال اينكه به آرامش برسند و حال آنكه
( أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ )
« 1 » ، ( همانا به ياد خدا دلها آرام مىگيرد ) ، امّا در واقع بيشتر خود را اسير دنيا كردند و از سعادت حقيقى بازماندند و روز به روز با اين اعمال بر عذاب خود افزودند و عذاب آخرت را كه دائمى و خوار كننده است براى خود رقم زدند .
( 183 )
( وَ أُمْلِي لَهُمْ إِنَّ كَيْدِي مَتِينٌ )
: ( و به آنها مهلت مىدهم ، همانا كيد من بسيار استوار است ) ، مىفرمايد : به آنها مهلت مىدهم ، يعنى براى رساندن مزيد عنايت پروردگار بر محروم ساختن آنان از رحمت خويش و هلاك ساختنشان از صيغه ( متكلّم وحده ) استفاده مىفرمايد و نيز نكتهء ديگر آنست كه مهلت دادن و املاء هميشه مدّت معينّى دارد و اين املاء نتيجهء استدراج آنهاست .
پس اين مهلت دادن و استدراج ، كيدى از جانب خداست تا آنان غرق در نفسانيات خود باشند و همين امر آنها را به سوى هلاكت و دورى از رحمت حق بكشاند .
( 184 )
( أَ وَ لَمْ يَتَفَكَّرُوا ما بِصاحِبِهِمْ مِنْ جِنَّةٍ إِنْ هُوَ إِلَّا نَذِيرٌ مُبِينٌ )
: ( آيا تفكر نمىكنند كه مصاحب آنان جنون ندارد و او جز بيم دهندهاى آشكار نيست ) ، استفهامى انكارى و توبيخى است كه آنها را سرزنش مىكند و براى تصديق رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم در ادعاى نبوّت مىفرمايد :
( ما بِصاحِبِهِمْ مِنْ جِنَّةٍ )
چون پيامبر در تمام طول زندگيش
هامش
( 1 ) - سوره رعد ، آيه 28 .