تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
نمىبايست آنها را عذاب كند ، چون فقط پدران مقصّر بوده‌اند كه با وجود علم به ربوبيّت پروردگار مرتكب عمل باطل شرك شده‌اند و فرزندان جز تبعيّت كارى نكرده‌اند ، لذا پروردگار براى اتمام حجّت از تك‌تك افراد نوع بشر بر ربوبيّت خود شهادت مىطلبد و هر فرد از آنها را شاهد بر خودش مىگيرد . ( 174 )
( وَ كَذلِكَ نُفَصِّلُ الْآياتِ وَ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ )
: ( و اينچنين آيات را شرح مىدهيم تا شايد به سوى خدا باز گردند ) ، در آخر مىفرمايد : ما به اين صورت آيات را از يكديگر متمايز مىنمائيم تا مورد و مدلول هر يك آشكار گردد و با يكديگر مخلوط و مشتبه نشوند ، تا شايد مردم به سوى فطرتشان و عهدى كه با خدا بسته‌اند و شهادتى كه به نفس خود بر توحيد پروردگار داده‌اند بازگشته و از باطل به سوى حق رجوع كنند . ( 175 )
( وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذِي آتَيْناهُ آياتِنا فَانْسَلَخَ مِنْها فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطانُ فَكانَ مِنَ الْغاوِينَ )
: ( بر آنها حكايت كسى را كه به او آيات خويش را تعليم داديم و از آنها بيرون آمد و شيطان بدنبال او افتاد و او از گمراهان شد ، بخوان ) ، يعنى اى پيامبر داستان بلعم بن باعورا را كه از علماء بنى اسرائيل بود براى مردم بازگو كن كه خداوند پاره‌اى از آيات انفسى و كرامات باطنى را به او اختصاص داده بود كه راه معرفت خدا را براى او روشن مىكرد و با داشتن آن كرامات به حقيقت رسيده بود ، ليكن با انحراف از فطرت و نقض عهد الهى ، خباثت باطنش آشكار شد و از آن كرامات و آيات بيرون شد . تا آنجا كه شيطان به او پيوست و بدنبال او به راه افتاد و در نتيجه او از گمراهان شد ، لذا به جهت حفظ نكردن مقصد از راه بدر شده و راه را گم كرد و نتوانست نفس خود را از هلاكت برهاند . لذا صرف در دست داشتن اسباب ظاهرى براى رستگارى كفايت نمىكند ، بلكه مشيّت خدا و توفيق او نيز بايد قرين شوند تا انسان به سعادت و رستگارى برسد .