ترساندن آنها از عظمت خود ، كوه را بر بالاى سر آنها نگهداشت ، بدون آنكه آنها را مجبور به عمل به دستورات تورات نمايد و به آنها فرمود : آنچه را كه به شما دادهايم به قوّت بگيريد و با اراده و عزم و اعتقاد قوى ، ملتزم به دستورات و ميثاق الهى باشيد و به احكام و شرايع آن عمل كنيد تا شايد پرهيزكار و متقّى شويد و اين عمل تجلّى صفات جلاله الهى مثل قدرت و غلبه بود .
[ آيهء ( 188 - 172 ) ماجراى اشهاد الهى در عالم ذر ، آيات راجع به بلعم باعورا و اسماء حسنى ، معناى استدراج ، امهال در خصوص قيامت ، ]
( 172 )
( وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى شَهِدْنا أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هذا غافِلِينَ )
: « 1 » ، ( زمانيكه پروردگارت از اولاد آدم از پشتهايشان فرزندانشان را بگرفت و آنها را بر خودشان گواه خواست كه مگر من پروردگار شما نيستم ؟ گفتند : آرى ، گواهى مىدهيم ، تا روز قيامت نگويند ما از اين مطلب غافل بودهايم ) ، ( اخذ ) يعنى گرفتن چيزى از چيز ديگر كه مستلزم اين است كه اوّلى به نحوى از انحاء مستقل از دوّمى باشد ، در اينجا قيد
( مِنْ ظُهُورِهِمْ )
را اضافه نمود تا دلالت بر نوع جدايى نمايد و اينكه در اخذ مزبور ، مقدارى از مادّه اخذ شده ، بطورى كه چيزى از صورت ما بقى مادّه ناقص نشده و نيز استقلال و تماميّت خود را از دست نداده و پس از اخذ ، آن مقدار گرفته شده را هم موجود مستقل و تمام عيارى از نوع مأخوذ منه قرار داده است ، فرزند از پشت پدر گرفته شده و موجودى مستقل گشته و از پشت اين فرزند نيز فرزندش اخذ شده تا همهء افراد انسانى موجود و منتشر شوند ، بطوريكه هر يك از ديگرى مستقل باشد و آنگاه خداوند هر فردى را گواه بر خودش قرار داد ، چون ( اشهاد ) بر هر چيز يعنى حاضر كردن گواه در نزد آن و نشان دادن حقيقت آن ، تا گواه ، حقيقت آن چيز را با حسّ خود درك كند ، پس اشهاد بر خود آنها ، يعنى نشان دادن حقيقت آنها به خودشان و آنگاه از ايشان دربارهء خويش طلب شهادت نمود تا به ربوبيّت خداى سبحان شهادت دهند و اين مسألهاى
هامش
( 1 ) - مفسّران اين آيه را دالّ بر وجود عالم ( ذر ) مىدانند ، ( مترجم ) .