( 164 )
( وَ إِذْ قالَتْ أُمَّةٌ مِنْهُمْ لِمَ تَعِظُونَ قَوْماً اللَّهُ مُهْلِكُهُمْ أَوْ مُعَذِّبُهُمْ عَذاباً شَدِيداً قالُوا مَعْذِرَةً إِلى رَبِّكُمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ )
: ( و زمانيكه گروهى از آنها گفتند : چرا قومى را كه خدا آنها را هلاك كرده يا عذابشان مىكند نصيحت مىكنيد ؟ گفتند : اين نصايح را به جهت معذرت به پيشگاه پروردگارتان مىنمائيم و به اين اميد كه پرهيزگارى كنند ) ، يعنى گروه ديگرى بوده كه اين امّت را موعظه مىكردهاند و معلوم مىشود كه آنها اهل تقوى بوده و از فسق و فجور اين قوم به تنگ آمده و آنها را نهى از منكر مىنمودهاند و على رغم اينكه اين موعظهها تأثيرى بر آن گروه فاسق نداشت ، اين گروه با تقوى ، باز هم از نهى و موعظهء خود مأيوس نمىشدهاند و مىگفتند : ما اين موعظه را به جهت آن مىكنيم كه نزد خداى سبحان معذور باشيم و با نهى صريح از اين اعمال ، مخالفت خود را اعلام كرده باشيم و شايد هم گروهى از شما دست از گناه بردارند و تقوى پيشه كنند .
و اينكه گفتند :
( مَعْذِرَةً إِلى رَبِّكُمْ )
يعنى ( نزد پروردگار شما معذور باشيم ) ، اشاره به اين مطلب است كه نهى از منكر اختصاص به ما ندارد ، بلكه شامل شما هم مىشود و وقتى سكوت كردهايد ، مسئوليد و بايد گناهكاران از امّت خود را نصيحت كنيد .
( 165 )
( فَلَمَّا نَسُوا ما ذُكِّرُوا بِهِ أَنْجَيْنَا الَّذِينَ يَنْهَوْنَ عَنِ السُّوءِ وَ أَخَذْنَا الَّذِينَ ظَلَمُوا بِعَذابٍ بَئِيسٍ بِما كانُوا يَفْسُقُونَ )
: ( پس آنگاه كه آنچه را به آنها تذكّر داده بودند به دست فراموشى سپردند ، كسانى را كه از بدى نهى مىكردند ، نجات داديم و كسانى را كه ستم كرده بودند به سزاى عصيانى كه نموده بودند به عذابى سخت دچار كرديم ) ، يعنى زمانيكه به مرحلهاى رسيدند كه تذكّرات در آنها بىتأثير بود و غرق در سبك شمردن امر الهى و رويگردانى از آن شدند ، كسانى را كه اهل نهى از منكر بودند و به آنها تذكّر مىدادند نجاتشان داديم ، امّا ما بقى آنها را ( چه كسانى كه مرتكب صيد ماهى در روز شنبه شدند و چه كسانى را كه سكوت كرده بودند و آنها را منع نمىكردند ، بلكه به نهى كنندگان اعتراض هم مىكردند كه چرا اينها را موعظه مىكنيد ) ، همه را به عذابى شديد