جزو چهارم تحفة العالم
[ 90 ] ديگر از جمله صفات اعليحضرت « 1 » نظم
شهنشاه سلطان حسين آنكه هور « 2 » * ز رخسار او مىكند كسب نور
بلند آفتابى به چرخ برين * نشينندهء تخت ايرانزمين
رُخش مهر انور جبين مشترى * به سيرت فرشته ، به صورت پرى
به پيش بلنديش افلاك پست * زِبَردستىاش را شهان زيردست
چو جمشيد و كيخسرو و اردشير * هزاران غلامش به پاى سرير
نوآيين بهارى در ايوان بزم * قيامت قيامى به جولان رزم
دو دستش ز بحرين گهرخيزتر * كَفَش ز ابر نيسان گهرريزتر
ازو رزم را آتش خانهسوز * و زو بزم را ماه گيتىفروز
گرفتن كمان ، ناوك انداختن * نشستن به زين ، بر فلك تاختن
ازو بايد آموزد اسفنديار * ستاند سبق صد چو سام سوار
شود هيكلش چون به جوشن نهان * حمايل كند تيغ تيز از ميان
از آن جوشن و سِيفى حِرزوار * ز هر بد بُود در امان روزگار
كه هفت صفت از آن جمله در جزو اوّل اين كتاب كه نام آن تحفة العالم است مسطور شده ، و يك صفت در جزو دوم و دو صفت در جزو سوم .
هامش
( 1 ) . دنباله عبارت را بنگريد بعد از اشعار .
( 2 ) . هور به معناى خورشيد .