بسم الله الرحمن الرحيم
جزو سيم تحفة العالم
از صفات اعليحضرت نظم
خديو زمان آفتاب جهان * شه پادشاهان و ماه مهان
نوآيين بهارى در ايوان بزم * تهمتنسوارى به ميدان رزم
شهنشاه سلطان حسين آن كه مهر * كشد صورت روى او بر سپهر
به پهناى نهمت ، ز دريا « 1 » فزون * به بالاى همّت ، ز گردون برون
دهد از بد و نيك كارش سراغ * كه سوزاند آن زين فروزد چراغ
ز حكمت چو گردون در اوقات كار * به فصلى خزان و به فصلى بهار « 2 »
چو بر تخت شاهنشهى هر سحر * بر افسر زند همچو خورشيد پر
درآرد در اوج فضاى جلال * فلك را به يك پر زدن زير بال
رخش آفتاب است ، اگر آفتاب * بر اشراق او شب نگردد نقاب
جبين ماه اگر مه نكاهد به نور * دم صبح در پيش انوار هور
كجا نور اين نيّر دهرتاب * كجا ذرّهاى لمعهء آفتاب
خصوصا كزين مهر گيتىفروز * شب غفلت دل شود نيز روز
كه هركس كه بيند جمالى چنان * به تسبيح يزدان گشايد زبان
هامش
( 1 ) . دريا حدسى است ، شايد هم صحرا ، اما هيچكدام قطعى نيست .
( 2 ) . از « بسمله » تا اينجا از نسخه دانشگاه افزوده شد .