و فرخندگى جلوس اعليحضرت پادشاهى بر تخت فلك رخت ظلّ اللّهى واقع شود ، بايد كه هيچيك از امرا و اركان دولت به خانههاى خود نروند و نه شب و نه روز از در دولتخانه مفارقت نكنند و هريك از امرا را با هر درى از درهاى محل تردّد و عبور به دولتخانه و حفظ و حراست و كشيك خصوص هر درى را به اميرى نام برده ، گفت : حكم جهان مطاع آن است كه هر اميرى هر شب در پيش درى ، كه به خصوص او فرموده شده ، تا صبح به كشيك و حفظ و حراست مشغول باشد و در شب ، هيچيك از امرا با هم ملاقات ننمايند ، و راه تردّد و آمد شد هيچ احدى از پيش يكى از ايشان نزد ديگرى نگشايند ، و روزها به وضع معهود معمول در موضع مقرّر معلوم اجتماع نمايند ، [ 51 ] اما در سرّ و به سرگوشى سخن نكنند و جز به جهر و آشكارا با هم مكالمه ننمايند . از اين سخنان مبنى بر كمال قوّت تدبير پادشاهى و رياست و از كلمات مبتنى بر نهايت صلابت در ضبط و سياست ، چنان هيبتى در دل امرا و اركان دولت نشست كه هيچيك از ايشان در خود حدّ و ياراى آن نديد كه بپرسد كه فرماينده اين فرمان كيست و همه « طوعا او كرها سمعنا و اطعنا » گفته و به لوازم اطاعت و انقياد برخاسته ، در جاهايى كه جهت اقامت شبهاى ايشان مقرّر شده ، بود نشستند و آن اعليحضرت به اين هم اكتفا نكرده ، جمعى از خواجه سرايان را مراقب احوال ايشان نمود كه اگر احدى از ايشان از آنچه مقرّر شده يك سر مو انحراف نمايد ، به عرض رساند كه باعث سياست شود و خود هم تا وقت جلوس ، روزها و شبها از ابنيه و عماراتى كه بر مواضعى كه به خصوص حراست شبها جهت امرا و بر موضعى كه جهت اجتماع ايشان در روزها مقرّر شده بود ، مشرف بود ، مشاهدهء اوضاع ايشان مىنمود و هريك را به چهره شناخته ، بر خصوصيات بعض صفتها و خصلتهاى ايشان اطلاع حاصل مىفرمود .
[ تشييع جنازهء شاه سليمان صفوى ]
و در روز سيّم از آن واقعهء هايله ، جسد مطهّر آن رضوانمكان را به احترام [ 152 ] و احتشام تمام و آيينى كه ما فوق آن متصوّر نتواند بود ، روانه