تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة العالم در اوصاف و اخبار شاه سلطان حسين ( فارسى ) — صفحة 69

مساهمون:

ص٦٩
بىوقع نكنند و به لوازم اين داهيهء دهيا چنان‌كه بايد و شايد ، قيام نمايند . آقايان مقرّب ، يعنى معتبرترين خواجه‌سرايان سفيد ، و خواجه‌سرايان هم از قبل نفس خود ، بنابر نظر به تدبير مملكت و هم از جانب امرا و اركان دولت به عرض رسانيدند ، كه اوّل بايد كه استقرار شما بر تخت پادشاهى كه تا شب دير است ، بر خلق ظاهر شود [ 49 ] كه اين اهمّ است ؛ بعد از آن در هر باب امر از شماست كه خلاف اين خارج از منهج مصلحت و سداد و محلّ تطرّق فتنه و فساد است و از اين جهت است كه اسلاف چنين مىكرده‌اند . اعليحضرت فرمودند ، كه آنچه اسلاف مىكرده‌اند ، بناى آن بر آن است كه در آن اوقات و آن اوضاع چنان اقتضا مىكرده ، امّا امروز استحكام قواعد سلطنت اين سلسلهء كبرى به جايى رسيده و تشيّد مبانى خلافت اين دودمان عظمى به سرحدّى كشيده كه گر احد و ياراى « 1 » آن باشد كه امثال چنين سخنان واهى بر زبان گذراند و تعطيل و تضييع لوازم واقعهء چنان پادشاه عظيم الشأنى را به اين تخييلات فاسده جايز داند ، از هيبت اين سخن ، ناصحان بر خود لرزيده و اركان دولت اطاعت لازم ديده ، به موجب فرمان از گريه و زارى و فغان و بىقرارى مقيمان سرادقات حريم حرم و امرا و مقرّبان و شرفا و اعزّه و كافهء امم ، غلغل جوش و خروش سوگواران در طاس نيلگون فلك پيچيد و زمين جنبش زلزلهء اصفهان ، به هند و روم و فرنگ رسيد . بعضى از امرا و اركان دولت خام در عقل و اخلاص ناتمام نمك‌حرام را ظاهر به شعار حزن و اندوه مشغول ، و باطن شرارت مواطن بر اين خيال فاسد مصروف و مجبول بود كه در شب ، بعضى ديگر از امرا را با خود متفق ساخته از [ 50 ] اعليحضرت بگذرند و يكى از برادران كوچك او را كه مدت‌هاى مديد در هر باب محتاج به صوابديد و مصلحت و تعليم ايشان باشد ، بر تخت نشانند كه نزديك به شامگاه سركردهء خواجه‌سرايان سياه ، كه مدار عليه رسانيدن فرمان خسروى به بيرون و مطالب واجب العرض امرا به خدمت اشرف در اندرون بود ، بيرون آمده و امرا و اركان دولت همه را طلب فرموده به آواز بلند به ايشان گفت كه ، فرمان واجب الاذعان ، شرف نفاذ چنين يافته كه از حال تا زمانى كه به مباركى
هامش
( 1 ) . كذا در اصل . شايد : كه گر احدى را ياراى .