فى الحقيقه آن آرام خاطر و اطمينان قلب و وقار و تمكين كه بعد از واقعههايى كه پادشاه رضوانمكان و قبل از جلوس آن اعليحضرت بر سرير شاهنشاهى از آن اعليحضرت معلوم و مشاهد شد ، امرى است كه هيچكس مثل آن نديده و گوش هيچ آفريده نظير آن نشنيده و آوازهء آن در شش جهت و چهار حدّ جهان پيچيده و خبر آن به مشرق و مغرب عالم رسيده ، پادشاهان روى زمين همه از راه انصاف ، پشت دست بر زمين گذاشتهاند و فرمانفرما [ يا ] ن گيتى همه انحصار اين صفت را درو مسلّم داشته و آن اين است كه معمول ملك ايران ، بل قاطبهء روم و هند و تركستان ، آن است كه چون پادشاه ايشان علم نهضت به صوب اقليم آخرت افرازد ، آن را مخفى داشته به هيچوجه ظاهر نكنند تا آنكه در نهانى ، امراى ارباب رتق و فتق و قبض و بسط امور مملكت و اركان دولت اهل حل و عقد تدابير مهام دين و دولت ، بر يكى از اولاد يا اخوان يا اقارب او اتفاق كرده ، او را به پادشاهى بردارند و اين معنى را كه پدر در حال حيات ، فلان ولد خود را وليعهد ساخته و معيّن است ، يا اين معنى را كه اين فرزند از باقى اولاد اكبر و به اين امر سزاوارتر است ، اصلا منظور ندارند ، بلكه هريك را كه خود خواهند و موافق صرفهء خويش دانند ، او را اختيار كرده و بر تخت سلطنت نشانيده ، نقاره زنند و در آن ساعت آن [ 48 ] قضيهء خفيّه معلوم ساير ناس گردد و بعد از استقرار امر سلطنت ، تهيهء حملونقل آن سفر گزيده نموده و جمعى تعيين فرموده ، در شب جسد او را به صوب موضعى كه جهت مضجع او معين شده ، روانه نمايند و اين اعليحضرت از كمال رشد و تميز و علوّ همّت و وفور عقل و كاردانى و جوهر تيغ جبلّت ، اين قواعد و قوانين را برهم زده ، نوعى سلوك نمود كه جهانيان هم انگشت حيرت به دندان گزيدند و آواز تحسين و آفرين به اوج سپهر برين رسانيدند ؛ چون هريك از امورى كه آن اعليحضرت در آن اوقات ، مصدر و بانى آن شده ، در مرتبهاى است كه هركس از آن در تعجب است كه اين چه نفس عظيم قوىّ و چه قوّت تسلّط بر امور است كه چنين كارهايى و امرهاى جسيم را بىآنكه مفسدهاى بر آن مترتّب شود ، از پيش تواند برد ، بر سبيل اجمال به آن اشاره مىنمايد كه بعد از سنوح واقعه رضوان مكان و اطلاع اعليحضرت بر آن ، فرمود كه اين قضيهء هايله را پنهان و
تحفة العالم در اوصاف و اخبار شاه سلطان حسين ( فارسى ) — صفحة 68
مساهمون: سيد ابو طالب موسوى فندرسكى
ص٦٨