شخصيت شاه سلطان حسين از نگاه مؤلف
اشاره كرديم كه هدف اصلى نويسنده آن است تا ويژگىهاى شاه سلطان حسين را بيان كند ؛ كارى كه او ضمن بيان چهارده صفت به انجام رسانده است .
مىدانيم كه شاه سلطان حسين در منابع پسين عصر صفوى ، به شاهى ضعيف النفس شهرت يافته و از آنجايى كه اين سلسله در زمان وى و با سلطنت او سقوط كرد ، اين خصلت به نام وى ثبت شده است . كارهاى تبليغاتى دوره بعدى به ويژه دوره نادرى و زندى و حتى قاجارى به خصوص تصويرى كه نويسندگان قصهسرايى چون رستم التواريخ از اين شاه به دست دادند ، در ايجاد اين تصور بسيار مهم بوده است .
مقايسه آنچه در اين كتاب درباره شاه سلطان حسين آمده و اثرى از اوائل سلطنت اوست ، با آنچه كه در مكافاتنامه اثرى از سالهاى حمله افغان به ايران ( 1134 - 1142 ) آمده مىتوان مشابهت را در برخى از رفتارهاى اخلاق سياسى شاه سلطان حسين مشاهده كرد . شاهى آرام كه به هيچ روى نمىتواند با كسى تندى كند ، همواره رفتارى آرام دارد ، هيچ خشونتى از خود بروز نمىدهد ، و بالاترين تندى او در حق هر متخلف و مجرمى همين است كه بسا تف به روى او بيندازد . اين نكتهاى است كه در مكافاتنامه است .
چو او شاه در عرصهء اقتدار * نديده است شطرنجى روزگار
چه گويم به مدحش كه نطق الكن است * نه حدّ زبان و نه كار من است
زبان عاجز از وصف روحست و نور * قلم قاصر از نقش حور و قُصور
كريم و نعيم و حليم و رحيم * ولى با زن و خواجه ، طفل و حكيم
لطيف و نظيف و رفيق و شفيق * چو آيينه و آب قلبش رقيق
ز بس بود راحم به هر نيك و بد * به نامرد هم حرف تندى نزد
عدو را نمىخواست غمگين كند * مبادا كه بيچاره نفرين كند
كسى گر ز امرش تخلّف نمود * به رويش ز فرط غضب تف نمود
چو دشمن به مُلكش زدى تركتاز * نمىكرد كارى به غير از نماز