و دو صفت ديگر در جزوه چهارم .
اين صفت حميده و خصلت پسنديدهاى است كه بناى قواعدى كه پادشاهان سابق در بعضى از اوضاع نهاده ، و ضوابط و قوانينى كه در بعضى از اطوار قرار دادهاند ، بر خود لازم نكرده كه همه را مسلّم دارد ، و همين معنى را كه ايشان چنين كردهاند دليل و حجّت خوبى آن دانسته ، در طريق عمل كردن به آن قدم بر قدم ايشان گذارد ، بلكه همچنان كه در اجزاى سابقه هم اشاره به آن شده ، مدار بر جرح و تعديل و ردّ و قبول قواعد و دساتير ملوك پيش ، و عمل به مقتضاى فكر متين و رأى رزين خويش است ؛ چه در ضوابط و قوانين ملوك سوالف روزگار و در كليات و جزئيات آن اوضاع و اطوار ، نظر كرده ، در هريك تأمّل مىنمايد ، و در صحّت و فساد و اعوجاج و سداد هريك به غور عميق تأمل مىفرمايد . هريك كه پسنديدهء طبع پسنديده پسندش نمايد ، آن را معمول و ثابت مىدارد ، و آنچه بر خلاف آن باشد ، متروك و مهجور گذاشته ، « كان لم يكن » مىانگارد .
اگرچه در جزو اوّل تحفة العالم كه عبارت است از اين نسخه ، از قورق شراب و انواع مسكرات و قدغن منع انحاى فسوق و قمار و ملاعب و ساير نامشروعات ، كه [ 141 ] از ماليهء هريك از آنها هرساله مبلغى خطير به خزانه موصول و در ازمنهء سوالف پادشاهان اخذ آن معمول بود ، و اين اعليحضرت دامن همّت والافطرت از لوث عار آن افشانده ، و سدّ آن بابهاى باب گشتهء ناباب غير سديد نموده ، اين معنى روشن و عيان ، و در جزو دوم اين تحفة العالم منع فرمودن امرا و اركان دولت از گرديدن بر گرد سر آن روح مجسّم و نور پاك و نهى از ريختن نقل و جوارش نثار بر خاك ، و در جزو سيّم قورق نمودن و به قدغن تمام منع فرمودن كه جوانان سادهرو و نورسان و كودكان لهو و لعبجو به قهوهخانهها و معركهها و آماجخانهها و كشتىگيرخانهها قدم نگذارند ، و بىرفاقت پدر ، يا كسى كه به سمت محافظت و مراقبت ايشان موصوف باشد ، از خانه مرور به كوچه و اسواق جايز نشمارند ، و از اظهار ميل خاطر به صواب ناظر اشرف به اينكه خلايق در ملبوسات و مفروشات و تكلّف در تزيّنات و تجمّلات هم زى و هم ثروت و مكنت ، و قدر و منزلت خود را
تحفة العالم در اوصاف و اخبار شاه سلطان حسين ( فارسى ) — صفحة 134
مساهمون: سيد ابو طالب موسوى فندرسكى
ص١٣٤