بسم الله الرحمن الرحيم
جزو پنجم تحفة العالم
[ 139 ] و گر ره زبان از ثنا كام يافت * ز نام شهنشه سخن نام يافت
خديو كهندانش نوجوان * پناه جهان ، خسرو خسروان
شهنشاه سلطان حسين كِش ز چهر * فروغى است انوار تابنده مهر
ز دو گونهاش مِهر ذو المشرِقَين * ز صبح جبين ماه ذو المطلَعين
به آيانى « 1 » جلوه آزادهسرو * به رنگينى چهره زيباتذرو
نشان ، سدره از قدّ دلجوى او * عيان ، قاب قوسين ز ابروى او
چو او مهر ننشسته بر صبحگاه * چو او ماه نشكسته طرف كلاه
نسازد چو غنچه ز چين جبهه تنگ * شميم است خُلقش به گلزار رنگ
ديگر از صفات پسنديدهء لازم ذات اعليحضرت شاهى ، بندهء برگزيدهء جناب مقدّس الهى ، تخت ايراننشين ، فرمان نافذ چين و روم ، يگانه گوهر صدف سلسلهء دوازده امام و چهارده معصوم ، كه عقدههاى حيرت پنج سيّار متحيّر غوامض عالم علوى و مغلقات ششدر مشكلات شش جهت افلاطون فكرتان هفت اقليم عالم سفلى ، در پيش فكر و تدبيرش مفتوح و منحل ، و ده عقل استاد هرگونه كار را به شاگردى عقل حادى عشر نفس كاملش نه جزو كش افلاك در بغل است ، كه از جمله آن ، هفت صفت در جزو اوّل اين نسخه [ 140 ] كه تحفة العالم است مسطور گشته است ، و يك صفت در جزو دوم ، و دو صفت در جزو سيّم ،
هامش
( 1 ) . آيانى : بديهه ، آمده .