حال چنين است كه كرديم ياد * خاتمهء « 1 » حال همه خير باد
ذكر عمارت مولانا اعظم « 2 » شرف الدين يعقوب قاضى اعلى اللّه شانه
در محلهء مدرسهء عبد القادريه « 3 » سه خانهء نيكو متصل به يكديگر عمارت كرد و بادگيرهاى عالى و باغچهء مشجر و چاهخانه و حوض و بر درگاه ساباطى عالى و عمارت بر بالاى اصطبل و بر كنار باغچه محكمه [ اى ] بغايت خوبى ، و متصل خانه [ اى ] كه جهت فرزند دلبند خود مولاناى اعظم مجد الدين فضل اللّه ساخته طنبى و بادگيرى متصل آن كرده و دو شاهنشين منقش با جامهاى « 4 » نيكو . و در كتابهء طنبى از انشاد خود قصيدهء غرّا در توحيد و نعت و تاريخ ثبت كرده ، بدين طريق كه نبشته مىشود .
نظم
احق ثناء حمد رب البدايع * و ازكى مائلى شكر بنا صانع ( ؟ )
و بعد سلام اللّه ثم صلاته * على سيد الدارين افضل شافع
محمد المحمود حقا مقامه * اعدت به دار السلام لتابع [ 37 الف ]
هامش
( 1 ) - ن : خاتمت
( 2 ) - م : اعلم
( 3 ) - م : عبد القاهريه
( 4 ) - مقصود شيشهء مصطلح امروز است