تا نشوى فارغ و خلوتنشين * رفع حجاب از تو نيايد يقين
از پى پاكى سوى خلوت گراى * پاك شو و تازه و خندان برآى
چون پدر ما همه عريان بماند * توبتش آخر بخلافت نشاند
آدمى ار پاك شود چون پدر * حلهء بركنده بپوشد دگر
راه نشان دادمت از وضع خويش * ليك « 1 » به توفيق توان برد پيش
يا رب از آنجا كه كريمى تست * خلعت توفيق فرست از نخست
گر همه آلودگيى بگذريم * پاك به درگاه تو رو آوريم
راست رهى كان ره اخيار تست * ورنه چه ره كان نه به هنجار تست
ختم برين رفت و اميد قوى * منتظر فاتحه [ اى ] از نوى
چرخم از آن گلبن تاريخ شد * آب رخم منبت اين بيخ شد [ 36 ب ]
هامش
( 1 ) - ن : راه