تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ يزد ( فارسى ) — صفحة 71

مساهمون:

ص٧١
تا شدم از دولت غرّا بكام * مقصد هر طايفه از خاص و عام شعبه‌اى از دودهء « 1 » قل انّما است * تازه گلى از چمن هل اتى است اسم همايون ز علو و علا * دم زند از صفدر خيبر گشا مايهء تطهير از اين چشمه‌دان * آيت تطهير كند اين بيان « 2 » لاجرم آن را كه بود ره بما * رسم طهارت بود آئين صفا صبح كه سوسن شكفاند سمن * روى نهد از همه سو سوى من وين حرم محترم دلنواز * رفته بود شسته به آب نياز جسته ز مهمان همه‌مان بىفسوس * ور به مثل سنگ بود پاىبوس عنصرئى كز همه برتر بود * خانهء او گرم و منور بود نيت هركس كه بگوئى براز * عزم وضو باشد و قصد نماز
هامش
( 1 ) - ن : دوحهء ( 2 ) - م : اين بيت را ندارد - در تاريخ جديد يزد « مايهء تطهيرم » آمده است .