تا شدم از دولت غرّا بكام * مقصد هر طايفه از خاص و عام
شعبهاى از دودهء « 1 » قل انّما است * تازه گلى از چمن هل اتى است
اسم همايون ز علو و علا * دم زند از صفدر خيبر گشا
مايهء تطهير از اين چشمهدان * آيت تطهير كند اين بيان « 2 »
لاجرم آن را كه بود ره بما * رسم طهارت بود آئين صفا
صبح كه سوسن شكفاند سمن * روى نهد از همه سو سوى من
وين حرم محترم دلنواز * رفته بود شسته به آب نياز
جسته ز مهمان همهمان بىفسوس * ور به مثل سنگ بود پاىبوس
عنصرئى كز همه برتر بود * خانهء او گرم و منور بود
نيت هركس كه بگوئى براز * عزم وضو باشد و قصد نماز
هامش
( 1 ) - ن : دوحهء
( 2 ) - م : اين بيت را ندارد - در تاريخ جديد يزد « مايهء تطهيرم » آمده است .