خواهش بىعلتش از فيض عام * كرد بنا خانه [ اى ] و شد تمام
خانه مگو عالمى « 1 » آراسته * روضهء آماده و « 2 » پيراسته
فرش بديعش به قرار استوار * سقف رفيعش چو « 3 » فلك زرنگار
اى كه ز تست اين همه ناز و نعيم * خالق بيچونى و رب رحيم
هيكل آدم كه سرشتى ز طين * دار خلافت شد و سلطاننشين
خانهء دل را كه تو سازى منير * ساختى از راه نفس بادگير « 4 »
خانه به احسان تو معمور شد * بخت درآمد ز در و سور شد
خانه خدا را بسلامت بدار * حاجت او را بكرامت بر آر
عم بك الفضل و تم السرور * چشم بد از ساحت اين خانه دور
هامش
( 1 ) - نسخهء فرخ : عالم
( 2 ) - نسخهء فرخ : آمادهء
( 3 ) - نسخهء فرخ : « چو » ندارد
( 4 ) - نسخهء فرخ اين بيت را اضافه دارد .