حياض و قلتين عمارت كرده و حوضهاى سنگ مرمر تراشيده و در ميان حمام حوضى عالى ساخته و بر در حمام نبشته :
نظم
از در دولتم درآ نفسى * كز هواى تو سوختيم « 1 » بسى
در ايجاد را كه صنع گشود * از براى ظهور آدم بود
چون ز بهر تو گشت اين در باز * خوش درآ و دمى به خود پرداز
و بر كتابهء مسلخ قصيدهء مولانا كمال الدين خواجوى كرمانى تراشيده بكاشى و از انشاء مولانا شرف الدين على يزدى اين مثنوى نبشته : [ 34 ب ]
مثنوى
پاك خدائى كه مرا آفريد * از پى پاكى ز جهان برگزيد
بهر طهارت گل من شد در آب * پاكدلا روى ز ما برمتاب
آنكه ز خاكم به كرم برگرفت * كار من از دولت او سر « 2 » گرفت
هامش
( 1 ) - م : ساختيم
( 2 ) - ن : در