محلهء [ ى ] در مدرسهء عبد القادريه در سر كوچهء كامرانان « 1 » خانهء عالى و باغچه و زيرزمين و ديوانخانه [ اى ] بنا كرد و ساباطى رفيع [ و ] منيع بر در خانه ، و در آن ساباط * آب تفت جارى كرده و بكاشى بر كتابهء ساباط * « 2 » توحيد گفته و مولانا كمال الدين خواجو نبشته كه در هيچ ديار مثل آن خانه كس نديده . و مولاناء الاعظم شرف الدين على در وصف آن خانه و بادگير و عمارات به نظم آورده است :
نظم « 3 »
خواجه ! وطن در حرم داد گير * جام طلب ، ملكت جم باد گير
جام جهانست و ميش حسن دوست * باد به دستش كه نه سرمست اوست [ 33 ب ]
چرخ بسر گشته ازين باده است * خفته زمين بىخبر افتاده است
مست نبرديم به ميخانه بوى * دوست نه پيدا و بجز دوست كوى
بود در دوست « 4 » به گل بسته بود * هست و همانست كه پيوسته بود
داشت نهان گنج ز اندازه بيش * خواست كه ظاهر كند اسرار خويش
هامش
( 1 ) - متن از روى « تاريخ جديد يزد » تصحيح شد ، ن : كامراوان ، م : كامران
( 2 ) - م : ميان دو ستاره را ندارد .
( 3 ) - اين مثنوى در نسخهء منشئآت شرف الدين على يزدى ( اياصوفيه ) نيست . در نسخهء آقاى محمود فرخ اختلافاتى هست كه در حاشيه نقل شد .
( 4 ) - نسخهء فرخ : خلق