و [ 7 ب ] مسالك و ممالك كه طول و عرض بلاد [ را ] گويند هست .
و اسكندر بخراسان رفت و هرات بساخت . و بماوراء النهر رفت و سمرقند بساخت . و بديار خطا رفت و در آن مقام ماچين بساخت .
و چون بازگرديد دامغان بنا كرد . و بعد از آن شهر زور بساخت .
و بر لب درياى محيط اسكندريه و منارى قريب چهارصد گز « 1 » بلندى بر لب دريا بساخت . و حكماء يونان جامى تعبيه كردند بر بالاى آنكه از ده روزه راه كه كشتى در آن دريا روانه شدى در آن جام بنمودى و تا سبعمائه هجرى آن جام بود ، زنگيان « 2 » آن را خراب كردند و بشكستند و اسكندريه را غارت كردند .
چون اسكندر ممالك در تصرف آورد عزيمت ظلمات كرد در طلب آب حيات . سعى اسكندر برد و آب حيات روزى خضر شد .
اسكندر و تنعم ملك و دو روزه عمر * خضر و شعار مفلسى و عمر جاودان
چون اسكندر وفات كرد وى را دفن كردند . و در [ 8 الف ] موضع دفن اختلاف كردهاند . بعضى گويند در همدان مدفونست ، و بعضى گويند در اسكندريه ، و بعضى گويند در ترمذ .
و اين كثه اول عمارت يزد است ، و بعد از اسكندر اين كثه معمور شد و جماعتى در آنجا جمع شدند و عمارت و زراعت كردند .
هامش
( 1 ) - ن : ذرع .
( 2 ) - م : فرنگيان .