تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ يزد ( فارسى ) — صفحة 30

مساهمون:

ص٣٠
و به بارجين مشهور بود . [ 8 ب ] در آن شب كه پيغمبر ما صلى اللّه عليه و آله از مادر متولد شد آن دريا به زمين فرورفت و خشك شد و طاق كسرى بلرزيد و دوازده كنگره از او بيفتاد و تمام آتش مجوسان در آتشخانه‌ها بازمرد . گويند نام يزدگرد شاپور اصغر بود . چون يزد بساخت مشهور به يزدگرد شد . و چون يزدگرد وفات كرد مملكت به پسر او فيروز رسيد ، فيروزآباد رستاق بساخت و نهرى جارى گردانيد از اندرون شهر يزد مشهور به فيروزآباد و منبع او در شهر يزدست . فيروز دهى بساخت با قصرى رفيع و آسيائى و ديوار و كشخوانان 11 مشهور به بلاش‌گرد . و چون مملكت بلاش بگرفت و برادرش قباد بن فيروز نزد تركان رفت و از خاقان مزد طلبيد و لشكر تركان به مداين آورد جهت محاربه . بلاش چون به در مداين رسيد به طاعون بمرد [ و ] قباد مملكت بگرفت . نذر كرده بود كه اگر مملكت بيابد آتش خانهء عظيم بسازد . چون مملكت بيافت بفرمود كه از هفت [ 9 الف ] آتشخانه آتش بياوردند : آتش فارس و بلخ و غزنين و طيسفون و آذربايجان و سند و نسا . و قصبهء عالى در حوالى ميبد بساخت و درختان خرماى بسيار بنشانيد و نهرى روان كرد و آن قصبه را هفتادر نام نهاد و مجوس را آن مقام به مثابهء كعبهء مسلمانان بود . و قباد بفرمود كه فهرج و هرافت را بساختند . و چون قباد درگذشت و مملكت بعد از قباد بانوشيروان رسيد يزد را باقطاع به دختر خود مهرنگار داد . مهرنگار از بغداد مقنيان بياورد و نهر بغداد را بيرون آورد و مهرجرد بساخت و