تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ يزد ( فارسى ) — صفحة 23

مساهمون:

ص٢٣

قسم اول قصهء اسكندر بن فيلقوس و كشتن داراب و گرفتن عراق و فارس و از اصفهان بجانب يزد آمدن و بناء كثه كه اول عمارت يزد است و تمامى قصهء آن

چون دولت سلاطين يزد بالائى گرفت و اردشير بابك تمام روى زمين در تصرف آورد و از اطراف عالم مال مقررى بدرگاه داراب مىآوردند و پادشاه روم فيلقوس يونانى وفات كرد و اسكندر ممالك در تصرف [ 5 الف ] آورد مالى كه هر سال فيلقوس بشاه داراب مىفرستاد امتناع نمود و نفرستاد ، و مال روم هر سال بيضهء چند بود كه از طلا و نقره مىساخته و به داراب مىفرستادند . چون خبر اسكندر به داراب رسيد ايلچى « 1 » جهة اسكندر به طرف روم فرستاد و مال مقررى طلب كرد . اسكندر گفت آن مرغ كه آن بيضه مىنهاد پرواز كرد و ايلچى داراب را نامراد برگردانيد . چون ايلچى نزد داراب آمد داراب ايلچى ديگر را با گوى و چوگان نزد اسكندر فرستاد . يعنى تو طفلى ، تو
هامش
( 1 ) - م : در همه موارد « الچى » .