درباره گوهرها آنچه نزد محمد عليميرزا بود پس داد و نمايندگان دو دولت به گردن گرفتند كه هرچه سپس دانسته شود نزد اوست بگيرند و پس فرستند و آنهاييكه گرو گزارده بود نوشتهاى آنها را بدولت سپرد . وامهاى او را دولت ايران به گردن گرفت . همه ديههايش از آن دولت گرديد . سالانه صد هزار تومان در رفت زندگى براى خود او و خاندان و بستگانش دولت به گردن گرفت كه سال بسال بپردازد با اين شرط كه محمد على ميرزا آرام نشسته بآشوفتن ايران نكوشد و دولت روس زبان داد كه نگهبانى از او كرده نگزارد بچنان كوشش برخيزد . نيز نهاده شد كه هرگاه محمد على از روسستان بيرون رفته بكارهايى برخاست و يا با دست ديگران در خاك ديگرى بآشوفتن ايران كوشيد دولت در رفت سالانه را بريده و نپردازد .
اين كوتاه شدن پيماننامهايست كه نوشته شد و پذيرفته گرديد . پس از آن روز هجدهم شهريور چهار ساعت پس از نيمه روز محمد عليميرزا با خاندان خويشتن همراه امير بهادر و مجلل الملك و ارشد الدوله و كسان ديگرى از زرگنده بآهنگ بيرون رفتن از ايران روانه گرديد . صد و بيست قزاق ايرانى با يك سركردهء روسى و سه تن سواره هندى و سه تن سواره قزاق روسى پاسبانى او را داشتند . نيز دو نماينده از سفارتهاى روس و انگليس پهلوى او بودند . چون شاه از سفارت بيرون آمد دستههاى انبوهى براى تماشا ايستاده و همگى خاموش و آرام بودند ، از كسى جنبشى پديدار نگشت و كسى سخنى نگفت . در ميان راه نيز از تهران تا رشت و از آنجا تا انزلى كه بيست روزه رفتند هرگز پيشآمدى نشد . از انزلى شاه بر كشتى نشسته روانه گرديد .
امير بهادر و مجلل الملك و ارشد الدوله و موقر السلطنه كه همراه محمد على ميرزا رفتند بايد گفت جان بدر بردند و گرنه راه صنيع حضرت و مير هاشم را پيش ميگرفتند و خواهيم ديد از مجلل و ارشد چه كارهايى سر زد و پايان كار ارشد الدوله و موقر را خواهيم آورد .
پس از بيرون رفتن محمد على ميرزا كميسيون بيستواند تن نيز پراكنده گرديد و وزيران در كار خود آزاد شدند و چون بايستى كسى بنام رئيس الوزراء باشد سپهسالار را به اين نام خواندند و چون ناصر الملك نيز از آمدن بايران خوددارى داشت علاء السلطنه
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 72
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٧٢