را فروگرفتند و كار به آنجا رسيد كه روسيان سپاه فرستادند . نيز از تبريز و تهران لشگرها روانه گرديد و تا ديرى ستونهاى بسيارى از روزنامهاى روس و انگليس پر از گفتگوى اين پيشآمد بود تا بپايان رسيد . اين نخستين گرفتارى دولت نوين ايران بود و جاى خوشنوديست كه در سايه دليرى و كاردانى يفرمخان و ديگر سردستگان بفيروزى انجام گرفت و چون ما اين داستانها را در گفتار جداگانه خواهيم آورد در اينجا از آنها درمىگذريم .
چنان كه گفتهايم در همهجا سرگرم برگزيدن نمايندگان دار الشورى بودند و دولت ميكوشيد هرچه زود دار الشورى را باز كند و اينست چون نمايندگان تهران برگزيده شدند و نمايندگان آذربايجان و پاره شهرهاى ديگر نيز رسيدند دربند ديگران نبوده در بيستوچهارم آبانماه ( يكم ذى قعده ) مجلس را باز كردند . از چند روز پيش بسيج جشن ديده و تهران را آذين بسته بودند و آنچه ميبايست دريغ نگفته بودند .
داويد فريزر و ديگران گفتگوى دراز از آرايش و شكوه اين جشن نگاشته و چگونگى درآمدن نمايندگان و وزيران و شاه و نايب السلطنه را ببهارستان يكايك ستودهاند . ولى چنان كه گفتهايم ما باينگونه چيزها كمتر ميپردازيم و اينست گزارده ميگذريم .
همانروز تلگرافهاى تبريك از دولتهاى جهان رسيده بود همه را خواندند و چون سه چهار روزه باعتبارنامههاى نمايندگان رسيدگى كردند از روز سىام ابان مجلس به كار پرداخت و همان روز آقاى مستشار الدوله را برياست برگزيد . بدينسان پس از هفده ماه بار ديگر دار الشورى در ايران باز و رشته كارها بدست نمايندگان توده افتاد . در آن هنگام جز اميد و خوشگمانى در دلها نبود . ولى خواهيم ديد چه چيزها پيش آمد .
در همان روزها مجلس بيك كار بسيار بجايى برخاست و آن اينكه در يك نشست از جانفشانيهاى مجاهدان و كوششهاى مردانه همگى كسانى كه در آن يكسال و چند ماه زمان شورش دستاندركار بودند ارجشناسى كند و سپاسگزارد و براى گفتار در آن روز تاريخى كسانى را از شناختگان نمايندگان برگزيد . و چون آن روز فرارسيد و مجلس برپا گرديد نخست رئيس مجلس اندك سخنى رانده زمينه گفتگو را نشان داد . پس از آن آقاى تقىزاده بگفتار درازى پرداخته و چون ميبايست كشتگان راه آزادى را ياد
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 75
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٧٥