برده چند تن بسرش رفتند ، و او را با چند تير كشته جنازهاشرا به روى نردبانى انداخته بيرون آوردند . در اينباره سخن دوگونه است : مخبر السلطنه ميگفت قزاقان چون نزديك شدهاند خيابانى خودش خود را كشته ميگفت : نوشتهاى در اينباره از جيب او درآمده ولى ديگران ميگفتند : خيابانى در زيرزمينى ميبوده و تفنگى بدست ميداشته ، قزاقان آن را ديده از بيرون شليك كرده خيابانى را از پا انداختهاند و همانا اين راستتر است .
91 - ميرزا تقيخان رفعت
بدينسان شادروان خيابانى كشته گرديده از ميان رفت . ميبايد او را كشتهء آن نمايشهاى رويهكارانه مردم و آن كفزدنها و « زنده باد » گفتنهاى دروغى دانست .
يك پستى فراموشنشدنى كه در داستان خيابانى از اين دسته مردم نمايان گرديد آن بود كه چنان كه در پاى گفتههاى خيابانى كف زده بودند در گرداگرد جنازه او نيز كف زدند و دژرفتارى بسيار از خود نشان دادند .
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 893
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٨٩٣