تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 895

مساهمون:

ص٨٩٥
كشته شدن خيابانى در تهران و ديگر شهرها اثر بدى داشت . روزنامها در همه‌جا زبان بدگويى بمخبر السلطنه باز كردند . سپس كه مجلس چهارم گشاده شد قانونى گذشت كه ماهانه پولى ببازماندگان او دهند . از آن سو در آذربايجان چند تن از ياران او بنام كينه‌جويى از مخبر السلطنه بيك كار بدى برخاستند ، و آن اينكه با اسماعيل آقا ( سيمگو ) بهمبستگى پيدا كرده او را دوباره به آشوب برانگيختند ، و ارشد الملك نامى را بنزد او فرستادند . اسماعيل آقا كه با دولت دو رويه راه ميرفت و خودخواهان آشوب مىبود فرصت را رها نكرده دوباره به كار پرداخت . ارشد الملك كه خود از مردم ارومى ميبود با دستور اسماعيل آقا به آنجا رفته با نيرنگ شهر را گرفت و اين در زمستان 1299 بود . بدينسان دوباره ارومى گرفتار گرديد و دوباره آذربايجان دچار آشفتگى شد . مخبر السلطنه كه در داستان خيابانى زيركى از خود نشان داده كار را به آسانى پيش برده بود . در اينجا جز نافهمى ازو ديده نشد و در نتيجه كارندانى او چندبار سپاهيان دولت در برابر كردان شكست خوردند و در هر بار يكدسته از جوانان كشته شدند و از ميان رفتند . مخبر السلطنه در تبريز درون اطاق نشسته با تلگراف و تلفون فرمانهاى جنگى بسركردگان ميفرستاد و اين كار خام او مايه نابودى جوانان ميشد . در زمستان سال 1300 اسماعيل آقا آهنگ ساوجبلاغ كرد و سپاهى كه مخبر - السلطنه به آنجا فرستاده بود در سايه ناشايستى فرماندهشان كه ملك‌زاده نامى مىبود كارى نتوانستند و كردان به آسانى شهر را بدست گرفتند . در اين جنگ بود كه اسد آقا فشنگچى ، آن كرد دلير آزادى ، كشته گرديده از ميان رفت . كردان سيصد تن از ژاندارمها را دستگير گردانيده بودند كه سيمگو دستور داد همگى را بشصت‌تير بسته از پا انداختند . سپس در يك جنگ ديگرى از سوى شرفخانه باز سپاهيان دولت شكست خوردند و سامخان امير ارشد قره‌داغى كه فرمانده اين سپاه مىبود كشته گرديد كه بدينسان اسماعيل آقا از ضرغام كه كشنده برادرش جعفر آقا مىبود كينه جسته برادر او را كشت .