گفتار نهم رفتن خيابانى بعالىقاپو
در اين ميان كه آوازه خيزش تبريز بتهران رسيده ميان مردم پراكنده شده بود ناگزير پاد آوازهايى ديده ميشد . تهران در اين هنگام كانون پراكنده انديشى ميبود ، و در اينباره نيز نمايشهاى گوناگون ديده ميشد . يكدسته از دموكراتها بنام ديموكراتى و يا از روى دلبستگى بآذربايجان و از اينرو كه آزاديخواهان هر جنبشى را كه بزيان دولت بود آزاديخواهى ميشماردند هوادارى بسيار نشان ميدادند . نيز گروهى از آذربايجانيان به پشتيبانى از خيزش و خيابانى مىكوشيدند ، ولى دستههايى نيز دشمنى نشان ميدادند . زيرا بسيارى از سران دموكرات اين برنميتافتند كه خيابانى به كار بزرگى برخيزد و بنام گردد و از روى رشگ خردهگيرى مىنمودند . كسانى هم با وثوق الدوله پيوستگى ميداشتند و بهوادارى ازو از بدگويى بازنمىايستادند .
همچنين امين الملك و ديگران كه از تبريز رانده شده بودند در تهران بكينهجويى مىكوشيدند .
اين دو دستگى در روزنامهها نيز نمودار گرديد و دو روزنامه رعد و ايران كه پول از دولت ميگرفتند گفتارهايى نوشتند ، و چون اينها به تبريز رسيد بخيابانى گران افتاد ، و اين بود در يكى از سخنرانيهايش ( روز چهارم خرداد ) به آنها پرداخته سخنان بسيارى گفت كه ما اينك برخى جملهها را ميآوريم :
« امشب نظر بموضوع ديگر داشتم . . . ولى جرايد تهران مرا وادار مينمايد كه امشب مدتى با آنها اشتغال ورزيم ، رعد بيانات امين الملك را درج كرده . ايران نيز با مقاله مخصوصى اظهار رأى و وجود نموده . تاكنون مقالات جرائد تهران در نظر