گفتار هشتم آزاديستان
در همان روزهاى نخست خيزش حاجى اسماعيل آقا امير خيزى كه از آزاديخواهان كهن و اينزمان از نزديكان خيابانى ميبود پيشنهاد كرد كه آذربايجان چون در راه مشروطه كوششها كرده و آزادى را براى ايران او گرفته نامش را « آزاديستان » بگزاريم . در اينهنگام نام « آذربايجان » يك دشوارى پيدا كرده بود . زيرا پس از بهم خوردن امپراتورى روس تركىزبانان قفقاز در باكو و آن پيرامونها جمهورى كوچكى پديد آورده آن را « جمهورى آذربايجان » ناميده بودند . آن سرزمين نامش در كتابها « آران » است ، ولى چون اين نام از زبانها افتاده بود ، و از آنسوى بنيادگزاران آن جمهورى اميد و آرزوشان چنين ميبود كه با آذربايجان يكى گردند ، از اينرو اين نامرا براى سرزمين و جمهورى خود برگزيده بودند . آذربايجانيان كه بچنان يگانگى خرسندى نداشته و از ايرانيگرى چشمپوشى نميخواستند از آن نامگزارى قفقازيان سخت رنجيدند ، و چون آن نامگزارى شده و گذشته بود كسانى ميگفتند : بهتر است ما نام استان خود را ديگر گردانيم . همانا پيشنهاد « آزاديستان » از اينراه بوده .
هرچه هست خيابانى آن را پذيرفت و چنين دستور داد كه ماركهاى كاغذها را ديگر گردانند و در هيچجا جز آن نام را ننويسند و نگويند . از آنسوى همين را پردهاى ( لفافهاى ) براى خواستهاى خود گردانيد . زيرا چنان كه خواهيم آورد با تهران در گفتگو چنين ميگفت « بايد دولت آزاديستان را برسميت شناسد » .
چنان كه گفتيم در اين هنگام بالشويكها بقفقاز نزديك ميگرديدند و از آنسوى در آذربايجان يكدسته هواخواه آنان بودند . نيز كونسولخانه آلمان يك كانون