تطبيق آنها طرق عديده پيشبينى نمود ، ولى از مقايسه دو قول شارح فهميده خواهد شد كه در مملكتى كه همه چيز داعى و هادى بر اهمال و مسامحه مىباشد قاطعترين و صالحترين طريق حل مسائل معلقه و اجراى اصلاحات اساسيه فقط در سايه يك راديكاليسم معين و لا يتزلزل ميتواند صورت بگيرد . . »
از اين سخنان مردم چه توانستندى فهميد ، و اگر هم فهميدندى چسودى توانستندى برداشت ؟ ! .
چنان كه گفتيم از چندى پيش عين الدوله را بواليگرى آذربايجان فرستاده بودند و او تا زنجان آمده و دانسته نبود براى چه در آنجا مينشست . بايد گفت از هرباره زمينه فيروزى براى خيابانى و همراهانش آماده ميشد . زيرا عين الدوله در اينزمان بيش از هشتاد سال زندگى كرده و بيكبار از كار افتاده بود . از آنسوى اينمرد چون در آغاز جنبش مشروطه در تهران صدراعظم بوده و با آزاديخواهان نبردها كرده و سپس نيز پس از بمباران مجلس شورى بر سر تبريز آمده نه ماه اين شهر را بتنگنا انداخته ، و از اينرو ببدخواهى با مشروطه و كشور شناخته گرديده بود ، اينزمان ميخواست با كار - هايى آن بدنامى را از خود برگرداند و پرهيز سخت داشت از آنكه بار ديگر با آزاديخواهان دشمنى نمايد و يا بكوشش پردازد .
از اينرو همين كه داستان شورش و خيزش تبريز را شنيد با دستور تهران از زنجان برخاسته روانهء تبريز گرديد و روز سىام فروردين باينجا خواستى رسيد ، ولى هنوز از راه پيامها ميفرستاد كه رفتار من با شما رفتار پدر و فرزندان خواهد بود و من بشما پدرى خواهم كرد . با اينحال خيابانى جايگاهى به او نميگزاشت و از اينرو دستور داد كه كسى بپيشواز نرود .
عين الدوله با خوارى بسيار به شهر درآمد و در آلاقاپو نشيمن گرفت ، ولى خيابانى كاركنان خود را بگرداگرد او گماشت كه كسى بنزدش آمدوشد ننمايد و فرصت فرمانروايى به او داده نشود . عين الدوله از درماندگى و بيكارگى به اين خوارى و زبونى تن در داده آرام نشست و كاريكه كرد اين بود كه بتهران تلگراف فرستاده دويست هزار تومان پول خواست كه به كار پردازد و شهر را آرام گرداند . چاره كار را جز خواستن پول ندانست .
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 872
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٨٧٢