نتوانستيم . از اينرو از روز چهارم خيزش بما پرداختند و سختگيرى و آزار دريغ نگفتند .
در اينميان هر روز دستههاى انبوهى در حياط تجدد گرد ميآمدند . براى سر - گرمى آنان خيابانى چنين نهاد كه هرروز خود بجلو بيايد و گفتارى راند ، ولى كمكم اين گفتار رانى داستانى پيدا كرد . زيرا هر زمان كه گفتارى رانده ميشد برخى از پيروان خيابانى و بسيارى از چاپلوسان و رويهكاران بنمايشهايى برميخاستند . بدينسان كه در ميان گفتار و در پايان آن با سختى كف ميزدند و يك آواى بزرگى پديد ميآوردند .
در روزنامه تجدد اينرا با جملههاى شگفتى « كفزدنهاى برقآسا » و « دستزدنهاى رعدآسا » ياد كرده . گاهى برخى چاپلوسى بيشتر كرده خيابانى را از جاى خود برداشته به روى دست ميگردانيدند . گاهى چنين ميگفتند : « آمريكا اگر ويلسون دارد ايران خيابانى دارد » .
اين گفتارهاى خيابانى كه بتركى رانده ميشد و تا پايان كارش هرروز بوده در تجدد كوتاه شده هر يكى را آورده ، ولى بايد گفت : ميرزا تقى خان رفعت ( نويسنده تجدد ) در برگردانيدن آنها به فارسى دستى در جملهها برده . زيرا بيشتر آنها جز سخنان ناروشنى نيست و اين شگفتآور است كه خيابانى در برابر مردمى كه بيشترشان بيسواد ميبودند به اين سخنان گنگى برخاسته باشد . براى نمونه از آن گفتارها اينك تكهاى از نخستين گفتار او را كه روز بيست و هشتم فروردين رانده در پايين مىآورم :
« ديگر وقت آن رسيده است كه اصلاحات را فقط از نظريات قصد ننموده عمليات را نيز بطور استوار و محكم به روى يكزمينه صحيح تكيه و استناد بدهند - چنان كه معلوم است راديكاليسم يعنى جذريت در مسالك مستلزم عمليات عميقه و اقدامات سريعه و قاطعه است كه عيوبات مشهوده و موجوده را بالمره از بيخ و بن كنده هيئت جامعه را بيكباره از اثرات نتايج سوء آن خلاص مىبخشد - برعكس راديكاليسم اوپورتونيسم با فرصتجويى و ملاحظهكارى در مسالك سياسيه مروج مماطلات و مسامحات بيهوده كه اغلب بهانه يگانه آنها عبارت از تصور يك عده اشكالات عمل و موانع موجود است ، ايندو مسلك را ميتوان از چند نقطهنظر ملاحظه نمود و در
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 871
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٨٧١