در همانروزهاى نوروز امين الملك نايب الاياله بتبريز رسيده رشته كارها را از دست سردار انتصار گرفت و اين نزديكى او را با خيابانى بيشتر گردانيد .
شهربانى كارهاى خود را دنبال ميكرد و كسانى كه گمان بهمبستگى آنان با كونسولخانه آلمان ميرفت ميگرفت . چنان كه در همانروزها آقا مير محمد على فشنگچى را كه از مجاهدان شمرده ميشد با دو تن ديگر گرفته بند گردانيد . نيز ميرزا باقر نامى را چون ميخواستند بشهربانى برند او ايستادگى نموده ميگفت : « بايد سرشهربانى مسلمان باشد چون بيورلينك مسلمان نيست من اين اداره را رسمى نمى - شناسم » ، و به اين ايستادگى و هياهوى او مردم بر سرش گرد آمدند ، ولى پاسبانان پروا ننموده او را نيز دستگير كردند و در يكى از كلانترىها نگهداشتند .
اين گويا در پانزدهم فروردين بود و چون خيابانى و همدستانش زمينه كار را نيك آماده گردانيده بودند بر آن شدند كه همانروزها بشورش برخيزند و چنان كه خواهيم ديد همين را بهانهاى براى خود گرفتند .
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 864
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٨٦٤