تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 861

مساهمون:

ص٨٦١
خانه آلمان سازش ميداشتند از آمدن بيورلينك و همراهانش بيمناك شده بودند . خيابانى كه از چند سال باز كوشيده و با دور راندن همچشمان زمينه‌اى براى سررشته‌دارى خود آماده گردانيده بود كنون آنزمينه را در كار بهم خوردن ميديد . از آنسوى سردار انتصار كه با برانداختن سردار معتضد بنايب الايالگى رسيده و چنين اميد ميداشت كه بايالت نيز خواهد رسيد اينزمان آگاهى مىآمد كه عين - الدوله كه بنام واليگرى آذربايجان تا بزنجان آمده و در آنجا درنگ مىكرد از تهران امين الملك را بنام نايب الاياله بجانشينى از او فرستاده‌اند و از اين آگاهى سردار انتصار هم ميرنجيد . بدينسان چند دسته رنجيده و ناخشنود مىبودند . خيابانى از اين پيش‌آمدها بسودجويى برخاسته كاركنان ماليه را واداشت كه تلگرافهايى بتهران و بزنجان بوثوق الدوله و عين الدوله فرستادند . همچنين كاركنان شهربانى را بگله و دادخواهى برانگيخت . و چون سردار انتصار اينزمان با خيابانى همدست گرديده و فرمانبردارى ازو مىنمود او نيز تلگرافهايى درباره شهربانى بتهران و زنجان فرستاد . خواستشان از اين كوششها آن بود كه بيورلينك به تبريز فرستاده نگردد ، ولى تهران از فرستادن او چشم نپوشيد . چيزى كه بود از شماره همراهانش كاست . هم‌چنين ترجمان الدوله همراهانش را كمتر گردانيد . روز شنبه بيست و چهارم بهمن ماژور بيورلينك با يكتن سوئدى بنام فوكل كلو و يكدسته از سركردگان ايرانى و همراهان ديگر به تبريز رسيدند و كاركنان شهربانى بپيشوار آنها شتافته از پذيرايى بازنايستادند ولى خيابانى و همراهانش بيكار ننشسته كوشش‌هاى خود را در نهان و آشكار دنبال مىكردند و سردار انتصار با آنان همدست مىبود . در همان روزها سردار انتصار بنام كناره‌جويى آهنگ رفتن بتهران نمود . خيابانى بازرگانانرا واداشت كه بدولت تلگراف كردند و خواستار گرديدند كه دولت او را خرسند گرداند و در تبريز نگهدارد . از تهران اين درخواست را پذيرفتند و بسردار انتصار دستور فرستادند كه در تبريز بماند .