گرفته شود و مكرم الملك نامهاى بكونسول نوشت و كونسول گردن نگزاشت و چنين پاسخ داد كه اگر بخواهند زورآزمايى نمايند قورخانه را آتش زده خود و همه آن پيرامونها را به هوا خواهد پرانيد ، و براى آنكه راستى آنگفته را بفهماند بخليفهگرى ارمنيان آگاهى فرستاد كه من قورخانه را آتش خواهم زد و شما بارمنيانيكه در اين پيرامونها خانه ميدارند آگاهى دهيد كه خانههاى خود را تهى گردانند . چون مرد بيباك و ديوانهوارى ميبود و بيم ميرفت كه بچنانكارى پردازد انگليسيان بخاموشى گراييدند و مكرم الملك هم او را به حال خود گزاشت .
ولى كرت و ستورو آسوده نمىنشست و اين زمان كومونيستى از خود نشان ميداد ، و كسانى را از تبريزيان بر سرش گرد آورده بكوششهايى مىپرداخت . گفته مىشد كونسول كسانى را بسوى خود ميخواند كه چون دسته انبوهى شدند يكروزى با تفنگ و بمب و متراليوز بيرون ريزند و در شهر آشوبى برپا گردانند و ادارهها را بدست گيرند و آيين بلشويكى را روان گردانند .
اين سخنان گرچه گزافهآميز مىبود بيكبار بىبنياد نميبود و يكدستهاى چنان آرزويى را در دل ميداشتند . از اينرو در اينهنگام دولت ميترسيد بلشويكى از قفقاز بآذربايجان رسد و اين بود بتلاش افتاده انديشه جلوگيرى ميكرد . براى اين كار چنان خواستند كه شهربانى تبريز را نيرومند گردانند و سران آن اداره را يكسره از تهران فرستند . اين بود ماژور لئوپولد بيورلينك را كه يكى از سركردگان سوئدى شهربانى تهران بود براى سرشهربانى آذربايجان برگزيدند و چنين پيدا بود كه بيورلينك اداره تبريز را بهمزده آن را از سر نو خواهد ساخت . زيرا اين آگاهى را در روزنامه رعد و ديگر روزنامههاى تهران چنين نوشتند كه بيورلينك « با يكنفر صاحبمنصب سوئدى و چهل و سه نفر صاحبمنصب و صاحبمنصب جزو ايرانى و عده مأمورين تأمينات براى تشكيلات نظميه آذربايجان » برگزيده شده و به زودى روانه خواهند گرديد .
در ايران پس از جنبش مشروطه نخستين شهربانى بسامان در تبريز برپا گرديد .
در سال 1286 ( ذيحجه 1325 ) كه در تبريز در ميان دوچى و ديگر كويها جنگى بر -
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 859
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٨٥٩