تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 860

مساهمون:

ص٨٦٠
خاست و چند هفته در شهر زدوخورد بود و براى آرامش و ايمنى رشته كارها بدست اجلال الملك سپرده گرديد . او در اندك زمانى يك شهربانى آراسته و بسامانى پديد آورد . بدينسان كه بپاسبانها رختهاى پاكيزه يكسانى از ماهوت مشگى پوشانيد و تفنگ به آنان داد و بمشق واداشت و بسركردگان رختهاى زيبا و سردوشها داد . رويهمرفته يك اداره بسيار بسامان و آراسته‌اى پديد آورد كه در ايران مانندش نميبود . از همان هنگام شهربانى آذربايجان بنياد يافت ، ولى چون سپس در تهران سركردگان سوئدى بآيين اروپا شهربانى بنياد نهادند چون شهربانى تبريز پديد آورده خودشان نبود در آن با ديدهء بيگانگى مينگريستند و با آنكه چند سال پيش آقا ميرزا عبد اللّه خان بهرامى بسر شهربانى تبريز آمده و او سر و رويه ديگرى به اين شهربانى داده بود سركردگان سوئدى به آن اندازه بس نمىكردند و اين هنگام كه بيورلينك آهنگ تبريز داشت چنين ميخواست كه اداره را بهمزده از سر نو سازد . ولى اين آگاهى در تبريز مايه رنجش سران شهربانى گرديده آنانرا بتكان آورد زيرا بسيارى از آنان سالها در آنراه زيسته و كوشيده بودند و اكنون مىبايست بيكار گردند و در پى كار ديگرى باشند . در همان روزها يك آگاهى ديگرى رسيد ، و آن اينكه ترجمان الدوله پيشكار ماليه آذربايجان گرديده و او نيز پنجاه و شصت تن همراه ميآورد كه اداره ماليه تبريز را بهمزده از سر نو بسازد ، و اين نيز مايهء رنجش كاركنان ماليه گرديد و آنان نيز بتكان آمدند . از آنسوى اين رفتار دولت يك گونه بدخواهى بآذربايجانيان شمرده ميشد ، و چون داستان لكستان و آن نتيجه زشت و نابيوسان آن از آبروى دولت در پيش مردم بسيار كاسته بود ، اين رنجشها نيز به آن افزوده گرديده زبان همگانرا بگله و بدگويى از دولت بازميداشت . اينها در بيرون بود . در نهان نيز برخى كارها ميرفت ، زيرا خيابانى و همدستان او بودن يك اداره شهربانى نيرومندى را بدانسانكه تهران مىخواست بزيان خود مى - يافتند و آنان نيز رنجيده و ناخشنود مىبودند . همچنين آندسته‌اى كه گفتيم با كونسول
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 860 | احمد كسروى تبريزى