تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 68

مساهمون:

ص٦٨
گفت : « هر كسى كه بمشروطه و توده خيانت كند يا بر سر دار ميرود يا از دو چشم كور شده در بيخ ديوارها بگدايى مينشيند » با اين جمله‌ها بدبخت سرنوشت خود را باز مينموده و بايد خوشنود باشد كه بر سر دار رفته و كارش به بيخ ديوارنشينى نكشيده . اينها بودند آنان كه از ميان هزاران دشمنان مشروطه كيفر مرك يافتند . از چند تن كه بند كردند ميرزا عبد الرحيم مدير روزنامه اقيانوس و سيد محمد يزدى و آخوند آملى و پسر نقيب السادات و حاجى ميرزا على اكبر نويسنده شيخ فضل اللّه بود . از كسانى كه از ايران بيرون راندند يكى سعد الدوله وزير خارجه و رييس الوزراى آخرين كابينه خودكامگى و ديگرى امامجمعه تهران بود . سعد الدوله نيز پشتيبانى از خودى و بيگانه داشت ولى چون مرد سرسختى بود و به آن زودى سر بمشروطه فرونياورد اينست دچار كيفر گرديد . نيز مجد الاسلام مدير نداى وطن را از تهران بيرون راندند . اينمرد از نخست بدنام بود و در سالهاى يكم و دوم مشروطه كه روزنامه مينوشت بيشتر هوادارى از اين و آن ميكرد چندانكه روزنامهاى ديگر از اين كار او دلتنگى داشتند و گاهى در پرده نكوهشهايى مينمودند . پس از برافتادن مجلس دانسته شد با درباريان پيوستگى داشته و با پول ايشان سفرى باسپهان كرد و اين كار را همگى دانستند . با اينهمه چون دوباره مشروطه برپا شد و بار ديگر روزنامه‌ها آغاز يافت او نيز روزنامه خود را چاپ مينمود ولى چند شماره چاپ نيافت كه دستگيرش كردند و با حكم محكمه از تهران بيرونش كردند . در همان روزها سيد حسن مدير حبل المتين نيز گرفتار زندان گرديد . اينمرد كه از پيشروان آزادى بشمار ميرفت و چنان كه نوشته‌ايم در روز سوم تيرماه ميرزا جهانگير خان و ملك المتكلمين و قاضى ارداقى را جوانمردانه به خانه خود برد و بنگهدارى برخاست و سپس كه آنان را دستگير كردند خود را بسفارت انگليس رسانيد و از آنجا همراه ديگران از ايران بيرون رفت و گويا چندماهى در قفقاز ميزيست تا داستان گيلان پيش آمد . در اينهنگام او هم برشت آمده روزنامه خود را در آنجا آغاز نمود . پس از آن چون تهران گشاده شد و همه رانده‌شدگان دسته‌دسته باينجا ميشتافتند او نيز بتهران آمده روزنامه را در اينجا دنبال نمود ولى هفت شماره بيشتر پراكنده نشد كه