را بگشادى خواهم نوشت : چنان كه آگهى داده بودند مىبايست چهار بغروب نشست گشاده گردد و گفتگو آغاز يابد . در چهار بغروب چند صد تن همگى فراهم بودند ، 84 - قوام السلطنه
ولى خيابانى و يارانش در حياط ديگرى در بالاخانه نشسته بميان مردم نيامدند . در اينميان ديده مى - شد زيردستان خيابانى از آقا مير كاظم فرشچى و ديگران در ميان ردههاى باشندگان ميگردند و بگوشهاى كسانى سخنانى ميگويند . من پرسيدم چه رخ داده ؟ . . پاسخى ندادند ، ولى دانسته شد برخى از همچشمان خيابانى از رنجيدگى مردم ازو فرصت يافته و گروهى را از دموكراتها بسوى خود كشيدهاند ، و خيابانى كه اين را دانسته خشمناك گرديده ، چه او ميخواسته براى كميته جز خودش و يارانش برگزيده نشوند .
از اينروست كه پايين نمىآيند تا نشست را بگشايند و اين سخنان سرگوشى پيامهاييست كه از سوى او براى كسانى ميرسد .
همگى از اين بدرفتارى رنجيديم . در اينميان يكساعت بغروب خيابانى با يارانش آمدند . نخست وى برخاسته با گفتار كوتاهى نشست را بگشاد . سپس آقا مير آقا « رابط » كميته محلى جملههاى كوتاهى بنام گزارش دو ساله به زبان راند . سپس ميرزا ابو القاسمخان فيوضات كه يكى از ياران و رازداران خيابانى شمرده ميشد ، و اينزمان با كوشش او بنمايندگى پارلمان برگزيده شده ، و خود از كسانى ميبود كه با درشت - خوييها و تلخگوييهاى خود دلها را مىخستند و به شماره دشمنان خيابانى ميافزودند ،
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 847
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٨٤٧