نمايندگى دار الشورى از ميان حزب خواهيم برگزيد و براى آنكه اين كسان با رأى همگى همراهان شناخته و دانسته گردند ، مىبايد كمسيونى برپا كنيم ، من براى آنكه خشنودى خود را از اين ايرادها نشان دهم پيشنهاد ميكنم ايندو همراه ارجمند به آن كمسيون برگزيده شوند » .
با اين گفتهها جلو ناخشنوديها را گرفت ، و در همان نشست كمسيونى بر - گزيده شد كه دكتر و من نيز بوديم و اين كمسيون در چند هفته نامزدهاى حزب دموكرات را براى نمايندگى پارلمان كه يكى از آنان خود خيابانى بود - پديد آوردند .
از اين نشست و از گفتههايى كه بميان آمد چنين پنداشته مىشد خيابانى از گذشته پشيمانست و براى آينده رفتار خود را ديگر خواهد گردانيد . اين بود كسانى كه رنجيدگى پيدا كرده بودند گذشته را فراموش ساخته چنين ميخواستند كه پاكدلانه به كار آيند و همدستى نمايند .
ولى چند هفته نگذشت كه كارهايى پيش آمد و باز رنجشهايى رخ داد : يكى اينكه ميرزا تقى خان رفعت كه بهنگام درآمدن عثمانيان بآذربايجان به پيش آنان رفته ، و سپس با دستور آنان روزنامه « آذرآبادگان » را بتركى بنياد نهاده و در آن گفتار - هايى بزيان ايران نوشته بود و دموكراتها در يكى از نشستهاى همگانى خود او را ، بدخواه و نادرست خوانده و از حزب بيرونش كردند ، خيابانى دوباره او را آورد ، و نويسندگى روزنامه تجدد را كه دوباره پراكنده مىگرديد ، بوى سپرد . پيداست كه اين بىپروايى از خيابانى مايه رنجش همگى گرديد .
ديگرى آنكه زمان « كميته ايالتى » بسر آمده بود ، و با اينحال خيابانى و همدستانش بنام آن بهركارى برميخاستند ، و چون كسانى ايراد ميگرفتند ميگفت :
« تا كميته ديگرى برگزيده نشده او بجاى خود پايدار است » . گفته مىشد : « پس كميته تازه برگزينيم » مىگفت : « اكنون صلاح نيست » .
ديگرى آنكه كسان نادرست و بدنامى را پيش كشيده و آنانرا بكارهايى برمى - گماشت ، و چون ايراد ميگرفتند پاسخ ميداد : « من آنها را دوست ميدارم » .
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 844
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٨٤٤