تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 815

مساهمون:

ص٨١٥
كه از اينسو آورده ميشد پراكندگى بميانشان افتاد . اسكندر خان نامى از آنان به دولتيان پيوست . حاجى احمد كسمايى كه از همراهان نخستين ميرزا كوچكخان بود با دسته‌اش خود را سپرد . دكتر حشمت و معز السلطنه و موفق السلطان و ميرزا على اكبر خان كه از سردستگان مىبودند با هزار تن بيشتر دستگير افتادند . رشت و لاهيجان گشاده گرديد . اين در خردادماه 1298 بود . كلنل روسى كه سركرده قزاقان لشگر مىبود اين فيروزيها را بتلگراف بتهران آگاهى ميداد و روزنامه ايران آنها را با آب‌وتاب بچاپ ميرسانيد . دكتر حشمت ( يا ميرزا ابراهيمخان طالقانى ) را با ديگر دستگيران ، از لاهيجان برشت آوردند ، و در اينجا دادگاهى برپا كرده برسيدگى پرداختند . بدكتر حشمت سزاى مرگ داده شده با بودن تماشاييان بسيار بدارش زدند . بدينسان بسيارى از سركردگان ميرزا كوچكخان از دست او دررفتند و از نيرويش كاست . ( همچنين نام و آوازه‌اش كمتر گرديد ) . خود او با احسان اللّه خان و ديگران بدرون جنگل رفته بنگهدارى خود كوشيدند . در اين ميان يكى از كارهاى وثوق الدوله فزودن بدسته‌هاى ژاندارم بود . خوانندگان تاريخ اندوه‌آميز اين رشته سپاهيان ايرانرا ميدانند . مجلس دوم كه بايمنى كشور و نيرومندى دولت مىكوشيد در ميان ديگر كارهايش يكى هم پديد آوردن اين رشته سپاه را خواست و براى آن سركردگانى از سويد طلبيد ، اين سركردگان چون به ايران آمدند هنگامى بود كه مجلس به هم خورده و كشور سخت آشفته ، و آنان با دشوارىهاى بسيار توانستند يك اداره آبرومندى پديد آورند . هرچه بود نتيجه‌هاى نيكى از دسته‌هاى ژاندارم ديده شد و مايه اميد همگى گرديد . ليكن چندى نگذشت كه داستان كوچ پيش آمد و در آن داستان بخش بزرگى از ژاندارمها نابود شدند و آنگاه خود آن اداره از ديده دولت افتاد . در كابينه سپهسالار نام آن را ديگر گردانيده و « امنيه » ناميدند و شمارهء آنها رويهمرفته به سه هزار تن پايين افتاد . وثوق الدوله نام ژاندارم را برگردانيده و بر آن شد كه بفزونيش كوشد و براى امسال بودجه يازده هزار تن را بسيجيد .