گفتار سوم جنگ با جنگليان
تاكنون بارها نام جنگليان را بردهايم . اينان دستهاى از ايرانيان بودند كه به پيشوايى ميرزا كوچكخان رشتى بجنگلهاى گيلان پناهيده و به اين عنوانكه بايد ايرانرا از بيگانگان پيراست بكوششهايى برخاسته بودند .
ميرزا كوچكخان از مجاهدان گيلان بوده و در كوششهاى سال 1288 ( 1327 ) و در گشادن قزوين و تهران ، و همچنين در جنگهاييكه در سال 1290 ( 1329 ) در مازندران با دستههاى محمد عليميرزا رفت پا در ميان داشته بود .
پس از برخاستن جنگ جهانگير كه در ميان ايرانيان جوش و جنب سختى پديد آمده و آتش دشمنى با روسيان و همدستان ايشان در دلها فروزان ميبود اين با كسانى بجنگل پناهيد و بگرد آوردن دسته پرداخت ، و چون مردم آماده مىبودند پيشرفت تندى كرد و كسانى از پيشگامان آزاديخواهى ، همچون ميرزا حسينخان و ديگران به او پيوستند . در اندك زمانى نام ميرزا كوچكخان بر زبانها افتاد و گذشته از كسانى كه بر سرش گرد آمدند در همهء شهرها آزاديخواهان بهوادارى ازو پرداختند و با نامه و پيام گرايش خود را به او رسانيدند .
در زمستان سال 1297 كه روسيان از ايران ميرفتند و هنوز انگليسيان در جاى ايشان استوار نگرديده بودند ، مردم ايران در همهجا بيرون آمدن جنگليان را از جنگل مىبيوسيدند و چنان كه از نوشته خود ژنرال دنسترويل آوردهايم انگليسيان نيز اين بيم را ميداشتند ولى ميرزا كوچكخان بيرون نيامد تا نيروى انگليس فزونتر گرديد و چنان كه نوشتهايم ، در آنهنگام چندبار زدوخورد ميانهء ايشان با انگليسيان