ديگرى باشد . اين ميرسانيد كه مردان كوتاهبين و سادهاى هستند و از دورانديشى و شناختن سود و زيان كشور بىبهره مىباشند .
اين كارها از نيكنامى آنان ميكاست . اين زمان روزنامهء ايران بنكوهش از آنان پرداخته بسيارى از ياران ميرزا كوچك خان را بتاراجگرى ستوده و چنين مى - نوشت كه هر يكى از تاراج ، پول و گوهر بسيار اندوخته و در جنگل در اين گوشه و آنگوشه نهان ساختهاند .
هرچه هست يكى از انديشههاى وثوق الدوله جنگ با آنان مىبود با آنحاليكه پيش آمده بود ميبايست كار آنان نيز يكسره گردد . آنان نيز كشورى در ميان كشور پديد آورده و مايهء گرفتارى دولت ميبودند .
كابينههاى پيش ، از گرايشيكه مردم را بجنگليان ميبود ترسيده و روى دشمنى بايشان نشان نداده بودند ، ولى اين كابينه كه راه ديگرى پيش گرفته و بسهشها و گرايشهاى مردم كمتر ارج مينهاد و آنگاه بنيرومندى دولت دلبستگى بسيار مينمود خود را ناگزير مىديد كه به برانداختن جنگل كوشد ، بويژه با فشاريكه از سوى انگليسيان ميديد و در چنين هنگامى چاره جز خوشرفتارى با آنان نميبود .
با آن راهى كه جنگليان پيش گرفته و با آن كارهاييكه كرده بودند مىبايست يا چندان نيرومند گردند كه سررشتهء كشور را بدست گيرند و يا نابود شده از ميان روند .
از تهران دستههاى قزاق را فرستادند . وثوق الدوله فرمانيرا كه براى فرستادن اين دستهها نوشته و در آن بدرفتاريها و زيانكارىهاى جنگليان بازنموده بود ، در روزنامهها بچاپ رسانيد . اين وزير اين شيوه را مىداشت كه براى هر كاريكه ميكرد « بيانيه » بيرون ميداد و مردم را از كار خود و از انگيزههاى آن آگاه گردانيدن مىخواست .
اين دستهها با سپاهيان انگليس همراه شده بجنگهاى سختى با جنگليان پرداختند . جنگليان دليريهاى نيكى از خود مينمودند ، و اين زمان گذشته از ميرزا كوچكخان سردستگان ديگرى در ميانشان مىبودند ، ليكن در سايه فشارهاى سختى
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 814
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٨١٤