رفت . نخست انگليسيان چيره درآمدند و آنانرا از سر راه و از شهرهاى رشت و انزلى بيرون راندند ، ولى پس از زمانى جنگليان چيرگى نموده و برشت دست يافتند .
بدينسان يك نيرويى بنام « جنگلى » پديد آمد كه در همهجاى ايران هواداران ميداشتند و روزنامهاى بنام « جنگل » براهبرى ميرزا حسينخان كسمايى چاپ كردند ، و رويهمرفته با دولت از در بىپروايى و نافرمانى ميبودند و هميشه به كارهاى تهران خرده مىگرفتند .
ما از داستان اينان از نزديك آگاهى نميداريم و اينست داورى از روى بينش نخواهيم توانست . آنچه مىبايد گفت اينست كه كار نخست ميرزا كوچكخان و بر خاستن او به نبرد با بيگانگان بسيار نيك بوده : يكمردميكه بزيردستى افتادند و بيگانگان به آنان چيرگى يافتند نبايد آنمردم آرام نشينند و بايد از هر راه كه توانند با دشمن بكوشند . ما در همه اين تاريخ اين گونه كوششها را ستودهايم و بايستى بستاييم .
ولى بميرزا كوچك خان و همراهان او يك ايرادى هست ، و آن اينكه راهى براى خود نميداشتند و اين بود كارهاشان نابسامان درميآمد . آنگاه گروهيكه براى نبرد با بيگانگان برخاسته بودند افزار دست بيگانگان ميشدند . چنان كه گفتهايم ، اين جنگليان براى دشمنى با انگليسيان با آلمان و عثمانى بستگى پيدا كرده بودند و سركردگان اتريشى در ميان خود ميداشتند . اين كار اگر بنام سودجويى از دشمنى آلمان و عثمانى با انگليسيان بودى زيانى نداشتى . جاى افسوس اينست كه آلمان و عثمانى از دشمنى اينان با روس و انگليس سود مىجستند .
از آنسوى جنگليان تا ديرى پيروى از « اتحاد اسلام » مىنمودند و ميرزا - كوچكخان به همين نام نمايندگانى بتهران فرستاد ، ولى سپس با شورشيان روس كه بانزلى دست يافته بودند بهم بستگى پيدا كرده پيروى از راه و رفتار آنان نمودند .
اينها هيچ سازشى نتوانستى داشت و خود دليل است كه پيروى از يك راه روشنى نميداشتهاند . تنها دشمنى با انگليس را ميخواستهاند اگرچه با پيوستن بيك بيگانهء
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 813
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٨١٣