تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 795

مساهمون:

ص٧٩٥
رفته بود ، خود با دشواريهايى دچار مىبود . كابينه‌ها كه به روى كار مىآمدند ناگزير خود را در برابر حال دشوارى ديده و درميماندند و جز رويه‌كارى و روزگزارى چاره‌اى نميديدند . از آنسوى اين را هم گفته‌ايم كه بسيارى از وزيران مردان جانفشان و فداكارى نميبودند و تنها بآمدن و چند ماهى وزير بودن و رفتن بس ميكردند . ميخواهم بگويم كه بخودىخود زمينه نافيروزى فراهم مىبود ، ليكن اينان ، ايندسته سود جويان ، نيز بدى خود را نموده و به سختى كارها بسيار مىافزودند ، و هر كابينه‌اى كه مىآمد ، اگر در برابر دشواريهاى ديگرى ايستادگى نشانداده و پايدارى ميخواست ، اينان خرسندى نداده و ببرانداختن آن ميكوشيدند . كابينه صمصام السلطنه نيز با اين سختى و دشواريها دچار ميبود ، و از اينرو ناگزير شد در خردادماه كه يك ماه كمابيش از آغاز كابينه مىگذشت كناره‌جويى خواهد و روزنامه‌ها آن را آگاهى دادند ، ولى چون كسى نخواست بجاى او بيايد يك هفته بيشتر همچنان گذشت ، و با دستور شاه جلسه‌اى در دربار از وزيران پيش و پيشتر برپا گرديد كه دربارهء پيش‌آمد و اينكه دوباره چه كسى كابينه پديد آورد گفتگو بميان آمد ، ولى نتيجه‌اى نشد و شاه دوباره صمصام السلطنه را بپذيرفتن نخست‌وزيرى واداشت و دوباره كابينه بختيارى برپا گرديد . ليكن در اين ميان دسته‌هايى در نهان ببرانداختن كابينه مىكوشيدند و دستهايى در پس پرده آنان را به كار مىگماشت ، و در نتيجه آن در تهران ، يك شورش ننگينى پديد آمد . چگونگى آنكه در تهران در اين روزها نان كمياب مىبود ، نايابى و خشكى سال گذشته دنباله‌اش تاكنون كشيده و غله كم بدست مىآمد و نان گرانتر فروخته ميشد يكدسته از ملايان و بازاريان و ديگران همانرا عنوان ساخته در مسجد شاه گرد آمدند ، ولى از همانروز نخست خواست درونى خود را پوشيدن نتوانسته و ببدگويى از دولت و كارهاى آن برخاستند . كم‌كم دسته‌هاى ديگرى به آنان پيوستند . دولت « حكومت نظامى » آگاهى داد و بسختگيرى پرداخت ولى آشوبيان همچنان ايستادگى مينمودند و نتيجه آن شد كه ژاندارم بر سر ايشان فرستاده شد و چون مير هاشم نام پهلوان و كسان