تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 798

مساهمون:

ص٧٩٨
ولى اين كار بيجايى بود زيرا پيمان‌نامه‌هاى ديگر باستوارى خود مىايستاد و با گسيخته شدن پيمان‌نامه روس اينها گسيخته نميشد دولت مىبايست براى « الغاى كاپيتولاسيون » از پيش از آن ، با دولتها گفتگو كرده زمينه آماده گرداند . گسيختن پيمانها تنها از يكسو ، آن هم با ناتوانى بىاندازه‌اى كه دولت را مىبود جز يك كار شگفت‌آورى شمرده نشدى . از آنسوى براى « الغاء كاپيتولاسيون » در خود كشور زمينه درمىبايست . براى چنين كارى نخست مىبايست قانونهايى كه نياز افتادى نوشته شده و دادگاهها چندانكه و چنان كه مىشايست برپا گردد و هيچيك از اينها در آن روز نمىبود . قانون مدنى كه بخش بزرگى از قانونهاست نوشته نشده و هنوز رشته در دست ملايان مىبود . صمصام السلطنه و وزيرانش به اين كار ناانديشيده برخاستند و همانا چنين خواسته بودند كه دلها را بسوى خود گردانند و از كوششهاييكه براى برانداختن كابينه ميرفت جلو گيرند . چنان كه ديگران به برانداختن اينان سخت آرزومند مىبودند و پافشارى مىنمودند اينان هم ببازماندن دلبستگى نشان داده و از هر راهى به آن مىكوشيدند . هرچه بود از اين كار به نتيجه‌اى كه ميخواستند نرسيدند . بلكه همين كار از جايگاه كابينه بيشتر كاست . زيرا بيك كارى پرداختند و آن را بهمگى آگاهى دادند و بدينسان بى جا درآمد و مايه بدنامى گرديد . كوتاه سخن : نزديك به نيمه‌هاى مردادماه صمصام السلطنه و وزيران او ، خواه ناخواه كناره جستند . در اين هنگام كه جنگ جهانگير اروپا پس از چهار سال بپايان ميرسيد ، اگر از آغاز آن شماريم تاكنون دوازده كابينه آمده و رفته بودند و كنون مىبايست كابينه سيزدهم به روى كار آيد . اينست يك نمونه‌اى از آشفتگى ايران در آن هنگامها .